العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
742
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
اگر چه ايمان به توحيد و رسالت داشته باشد از اين جهت خوارج و نواصب را مىكشتند اما چون بمذهب حق مىآمدند از آنها قبول مىشد و حضرت أمير المؤمنين عليه السلام ابن عباس را براى هدايت و توبه آنان فرستاد . حد ساحر ساحر اگر مسلمان باشد او را بايد كشت و اگر كافر باشد تعزير بايد كرد به چند تازيانه و براى كشتن ساحر مسلمان دو علت تصور مىشود . يكى آن كه اصل علم سحر و نجوم از بابليان است و مبنى بر پرستش ستارگان و ارباب انواع و از اين جهت منجم و ساحر را كافر مىخواندند و شايد در صدر اسلام از آنها بقيتى مانده بود و اطلاق روايات راجع به آنها است و بعض كتب قديم كه ديدهايم و اندكى از آن در نفائس الفنون نيز آمده است سحر متضمن دعا و مناجات با روحانيت كواكب مانند زهره و مريخ و عبادت آنها است به عملى كه آنها مىپسندند مثلا عبادت روحانيت زهره به عيش و نوش و طرب و زنا و آميختن با غلامان است روز و شب تا زهره را خوش آيد و حاجت بنده را بر آورد يا براى طلسم و حاجت گرفتن از مريخ سر بريده آدميزاد در دست گرفتن و به شمشير برهنه و امثال آن حمله بردن بر چيزى و لو مجسمه شرط است و چون منجم و ساحر در اسلام از اين صنف يافت نمىشود بحث در آن بيهوده است و به فرض محال اگر كسى از دين اسلام به اين اعتقاد برگردد بكفر برگشته است .