العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

714

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

فصل پنجم در صفات شاهد در فصل اول گفتيم راهى براى اثبات دعوى غير شهادت گواهان نيست چون قاضى علم غيب ندارد و اعمال مردم غالبا نشانى از خود نمىگذارد يا اگر نشانى بگذارد دلالت بر مطلبى مبهم و مجمل دارد كه بر آن هيچ حكمى مترتب نشود و نوشته به خود اعتبار ندارد بلكه از جهت حكايت از شهادت و اقرار لفظى معتبر است پس ناچار اثبات دعوى به شهادت بايد كرد و شاهد بايد بالغ و عاقل و مؤمن و عادل باشد و متهم به جانبدارى يكى از دو طرف دعوى نباشد و نيز حلال زاده باشد و گواهى كودكان در جراحات پذيرفته مىشود اگر بده سال رسيده باشند و ميان گفتار آنها اختلاف نباشد و بر كار حرام گرد نيامده باشند مثلا مشغول قمار نباشند چون از قول آنها اگر مختلف سخن نگويند اطمينان حاصل مىشود و شرط اخير تعبد و براى تشريف و تقبيح گناه است در نظر شهود . در وصيت شهادت اهل ذمه پذيرفته مىشود اگر مسلمان يافت نشود .