العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

341

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

كلمات عربى در ذهن فارسى زبانان درست بر معنى خود نمىنشيند و غالبا بر معنى اعم و اخص اطلاق مىشود چنان كه در عقد نكاح شرح داده‌ايم و معلوم نيست فارسى زبان كه كلمه عربى بر زبان راند عين همان معنى عربى را بخواهد . اما چون مضاربه عقد جائز است تا دو طرف معامله به كارى راضى هستند انجام مىدهند و اگر يكى پشيمان شد معامله را بر هم مىزند و بر خلاف رضا كسى را الزام به امرى نمىكند بر خلاف عقد لازم كه پشيمانى در آن سود ندارد ناچار در عقد لازم لفظى بايد كه هيچ احتمال خلاف در آن نرود و درست دلالت داشته باشد بر التزام بمعنى و مفاد و لوازم معامله اما در عقد جائز مثل مضاربه به به كتايات و عباراتى كه فى الجمله دلالت بر مقصود كند و خود دو طرف بدان قانع شوند كافى است هر چند در مقام مرافعه و اختلاف در كلامشان احتمال خلاف بسيار داده مىشود مثلا بگويد اين پول را بگير و تجارت كن مايه از من و دست از تو ، احتمال مضاربه و بضاعت و وكالت و جماله در اين كلام داده مىشود . شرط است سرمايه در مضاربه عين طلا و نقره مسكوك باشد و كالاى ديگرى حتى پول سياه و دين بلكه دينى كه بر عهده خود عامل باشد كافى نيست و شمش طلا و نقره نيز كافى نيست و چك و سفته و اسكناس كه سند دين است هم كافى نيست . سهم عامل بايد از سود تجارت باشد به نسبت مانند نصف و ثلث نه مقدار