العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

635

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

از آن چه شك داريم اجتناب كنيم چه نرم و چه زبر مگر به تجربه بر ما نيز معلوم شود و تناسب زبرى تخم را با فلس و نرمى آن با نبودن فلس دليل نتوان گرفت و اگر ماهى شكار كردند و در شكم آن ماهى ديگر بود به قاعده آن ماهى كوچك حلال نيست چون نمىدانيم در آب مرد يا بيرون آب و بسيارى گفتند حلال است و اگر ماهى از شكم مار زنده بيرون افتد و پوستش كنده نشده باشد و در خشكى بميرد حلال است در روايات آمده است كه ماهى اگر قشر ندارد حرام است و اگر قشر دارد حلال و مقصود از قشر غلاف زائدى است در بعضى حيوانات خزنده مانند مار و سوسمار و نهنگ نيل و غالبا به نوبت آن پوست را مىاندازند و عوض مىكنند و در اكثر ماهى ها به صورت فلس است جدا جدا از هم و گاه قشرى است متصل و يكسره مانند قشر ميگو و سقنقور و گاه اتفاق افتد كه ماهى هيچ قشر ندارد و برهنه است مانند مارماهى اما روى بدنش را لعاب غليظى فرا گرفته تا او را از گزند خارجى ايمن نگاه مىدارد و تجربه كردند كه اگر آن لعاب روى بدنش باشد از آب شيرين به آب شور مىرود و بالعكس و او را آسيبى نمىرساند اما اگر آن لعاب را زدوده و زايل كنند مىميرد و گاه گاه قشر ماهى چنان سخت و ناهموار است كه گويى خارها بر تنش رسته و گاه مانند استخوان است و اگر حكم بر قشر باشد اين اقسام حلال است و اگر بر فلس باشد حرام و علامه دميرى در حياة الحيوان گويد انگليس يا انقليس همان مارماهى است و به زبان خارجى هم اكنون انگيل گويند و قسمى