العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

634

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

چند ماهى كه فقها در كتب نام برده‌اند و ما نمىدانم با كدام يك از انواع ماهى كه مىشناسيم منطبق مىشود و به متابعت آنها را ذكر مىكنيم از جمله گفتند كنعت و طمر و طبرانى و ابلامى حلال است و نيز گفتند ماهى ربيثا حلال است و آن نوعى ماهى خرد است به طول يك بند انگشت يا كمتر و مردم فارس و بنادر آن را موتو گويند ، و خشك كرده مىكوبند و نانخورش مىسازند و كوبيده آن را ماويه گويند و ربيثا بفتح راست بر وزن شكيبا . و نيز اربيان حلال است و آن را مردم زمان ما ميگو مىگويند و مردم فارس و جنوب بسيار مىخورند به ظاهر شباهت به ماهى ندارد اما فقها به اتفاق آن را حلال مىدانند بعضى گويند سمك در لغت عربى غير حوت است آن كه در فارسى ماهى مىگوييم در عربى حوت مىگويند اما سمك شامل سقنقور و خرچنگ و غوك و صدف و امثال آن مىشود و ميگو از اقسام سمك است نه از اقسام حوت و در بعض روايات سقنقور را نيز حلال شمرده چون قشر دارد و آن هم از اقسام حوت نيست و در يكى از اقسام حيوان آبى به نام زهو اختلاف است و ابن ادريس گويد آن ماهى نيست با اين حال بعضى حلال شمردند و ما على التحقيق نمىدانيم غير از ميگو چيزى از اقسام حيوان آبى حلال باشد مگر ماهى ( حوت ) شرح بيشتر آن را در جلد 16 وسائل صفحه 399 در حاشيه نوشته‌ام ) تخم ماهى تابع خود ماهى است و اگر مشتبه شود از آن كه نرم باشد پرهيز كنند و آن كه زبر و خشن باشد حلال است و شايد اين علامت را به تجربه يافتند و البته بىدليل نگفتند هر چند ما ندانيم اما موظفيم در خوردن حيوان