العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
568
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
بالغ و عاقل باشد و به عقد تنها اكتفا نكند بلكه هم بستر شود و مباشرت كند در موضع خاص و قصد نكاح دائم داشته باشند و علامت آن كه زن راضى به نكاح دائم با محلل بود آن است كه اگر محلل طلاق ندهد زن آزرده خاطر نشود و آن را خلاف مقصود خود نيابد چنان كه اگر كسى راضى به فروش نيست و به زبان بگويد فروختم كافى نيست هر چند در ظاهر شرع اين دعوى از او پذيرفته نمىشود و مسئول قصد زن و شوهر خودشانند نه عاقد و طلاق دهنده و از پيغمبر صلى الله عليه و آله روايت است كه لا تكونوا كالتيس المستعار يعنى مانند بز نرى نباشيد كه گله داران براى تلقيح مادگان عاريه مىگيرند و اگر اين روايت به اسناد معتبر نباشد مفاد آن مطابق اصول شرع صحيح است . سه بار طلاق پياپى دليل نفرت زن و شوهر است و غالبا زن چنان مىپندارد كه اگر از اين شوهر طلاق گيرد شوهر تازه بهتر بدست خواهد آورد . پس بايد او را رها كرد تا شوهر تازه كند و اگر چنان كه مىپنداشت شوهر تازه بهتر بدست آورد چه بهتر از آن كه بندگان خدا به آرزوى خود برسند و اگر شوهر تازه او را رها كرد و باز با ميل و رغبت خود سوى شوهر اول بازگشت دليل پشيمانى او است و رفع نفرت و نشان آن كه از ناسازگارى سر خورده است . اگر زن با مرد ديگر به متعه نكاح بندد و نزديكى كند محلل نيست و آن حكمت كه شرع مراعات فرموده در متعه محقق نمىشود اگر پس از طلاق بار اول يا دويم زن شوهر تازه كند و پس از