العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

330

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

فصل چهارم اسب تازى و تير اندازى اسب دوانى را باصطلاح فقها سبق و مسابقه گويند و تير اندازى را رمايه و مقصود گرو بندى است كه هر كس پيش افتاد يا بهتر زد وى را جائزه دهند اگر به جاى اسب دوانى مسابقه بر شتر و فيل و استر و دراز گوش باشد نيز صحيح است و به جاى تير اندازى شمشير پرانى و نيزه بازى و خنجر و هر سلاح كه نوك يا لبه تيز دارد هم درست است . در غير اينها از شرع عقد و معامله خاص وارد نشده هر چند براى ورزيده شدن جهاد سودمند باشد مانند كشتى گرفتن كه هر كس در آن غالب شد جايزه اش دهند يا در پياده دويدن و شنا كردن و كشتى راندن و سنگ انداختن از منجنيق يا فلاخن و مسابقه در اين امور الزام نمىآورد اگر چه وفا كردن هم حرام نيست و در روايت آمده است لا سبق إلا في خف او حافر او نصل ( باختلاف عبارات ) يعنى مسابقه وارد نيست مگر در شتر يا حيوان سم دار يا سلاح تيغه دار و بعضى علما اين روايت را حمل بر نهى كرده و گروبندى در همه چيز را حرام شمرده‌اند اما به نظر بعيد