العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
485
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
( البته اگر به ورشكستگى يا مرض يا علت ديگر محجور نباشد ) و چون از دنيا رفت حق تصرف و دستور دادن و امر و نهى ندارد مگر به اندازه ثلث و اينها تفسير آيه قرآن است در جنف . ديگر آن كه غالب اهل سنت وصيت براى وارث را جائز نمىدانند در روايات آمده است كه انسان مال خود را تا زنده است بهر كس خواهد مىدهد وارث يا غير وارث اقارب يا بيگانه البته اگر كمتر از ثلث باشد پس از وفات هم ممضى است و اگر بيشتر باشد در حال صحت . سيم . در بسيارى از روايات نهى است از آن كه انسان همه مال خود را صرف خيرات كند و وارث را تهى دست گذارد حتى در صحت و سلامتى و در آيات قرآن اشاره به آن هست « يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ » و پيغمبر ( ص ) بيكى از اصحاب فرمود : اگر مال خود را براى فرزندان باقى گذارى كه محتاج نباشند به از آن است كه آنها را بىچيز رها كنى و نيازمند مردم ، بعضى روات تصور مىكردند اين عمل حرام و باطل است و در روايات آمده است كه انسان تا زنده است حق دارد در مال خود تصرف كند و اگر گفت پس از وفات من غير ثلث حق ندارد و اين نهى از بخشش بسيار در حال صحت براى كراهت است . علماى اصول گويند مطلق را حمل بر مقيد بايد كرد . مثلا بگويند هر كسى تا زنده است بايد بندگى خدا كند و نماز بخواند و روزه بگيرد با آن كه وقتى هم عبادت ساقط است مانند زن حائض و مرد