العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
460
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
هر مالى را بهر كس ندهند چنان كه عوام پندارند و گر نه بسيارى از الفاظ مذكوره از معنى اصلى خود تغيير يافته و مردم اين عصر خصوصا عوام اگر اين الفاظ را بگويند معانى ديگر مىخواهند . اگر وقف بر اصحاب فنون و علوم كنند شامل كسى مىشود كه صحت راى و عمل خود را خود بداند نه مقلد باشد مثلا طبيب آن است كه خود مرض را از علائم و امارات بشناسد و طريقه علاج از رأى خود او باشد نه آن كه تشخيص مرض و راه علاج از طبيب ديگر شنيده باشد و همچنين منجم و معمار و قارى و محدث بر استادان آن فن اطلاق مىگردد چنان كه كفشگر كسى است كه اندازه كند و بدوزد نه دوخته ديگران را بفروشد و نقاش آن نيست كه نقش كرده ديگران را معامله كند و هكذا فقيه كسى است كه خود صحت آراء و عقايد و احكام را بداند نه آن كه نقل اقوال و فتاوى كند و در فقه اين گونه استادان را مجتهد گويند . پس وقف بر هر گروه از اين قبيل مراعات اين نكته بايد كرد ( صفحه 223 ) اگر وقف كند براى خواندن قرآن منصرف به قرآنى است كه شرعا صحيح و مأمور به آن باشيم پس قرائت غلط يا موافق قرائت هاى شاد و غير متواتر هر چند مروى از پيغمبر صلى الله عليه و آله يا يكى از ائمه ( ع ) باشد كافى نيست چون نسبت آنها به معصومين