العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
459
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
فارسى اگر نسبت به ايل و قبائل دهند مثلا كسى پدرش قشقائى و مادرش بختيارى است قشقائى مىگويند و جعد بن هبيره مخزومى خواهر زاده امير المؤمنين ( ع ) از طرف مادر هاشمى بود هاشمى نمىگفتند و بعضى گويند نسب نيز از طرف مادر را شامل مىشود و ضعيف است چنان كه در خمس نيز حكم همين است . اگر وقف بر اولاد كردند دختر و پسر مساوى مىبرند مگر تصريح بخلاف كند قوم همزبانان را گويند در عربى اما در فارسى زمان ما مرادف عشيره و خويشان نزديك است و همسايه كسى است كه منزلش به سراى واقف متصل باشد يا چهل ذراع فاصله بيشتر نباشد و فى سبيل الله يعنى در راه خدا هر عملى است كه براى تقرب به او به جا آورند و اگر گويد وقف كردم بر موالى خود موالى شامل دو دسته مىشوند مولاى اعلى يعنى كسى كه واقف را آزاد كرده است و مولاى ادنى يعنى كسى كه واقف او را آزاد كرده واجب نيست در وقف بر فقرا و امثال آن به همه دهند بلكه از اهل همان شهر هر كس حاضر باشد كافى است و اگر فقير از جاى ديگر آيد مىتوان به او نيز داد غرض فقها از ذكر اكثر اين عناوين تعليم روش تشخيص موقوف عليهم است كه به مسامحه و تقريب