العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

458

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

مانند آن كه خداى را جسم داند يا نور پندارد بالاى سر قرار گرفته و عوام صوفيه كه به اتحاد قائلند و معنى آن را نمىدانند و عوام اهل ظاهر كه ممكنات را پس از حدوث از خدا بىنياز پندارند و منكر عليت تامه‌اند يا منكر لطف و تجرد روح يا تجسم عمل يا وجود را جنس عالى مشترك بين خدا و خلق يعنى عين يا جزء ذات ممكنات و جدا نشدنى از وجود شمارند چون در مسائل دقيقه علمى اگر عوام به اشتباه نفى توحيد كنند معذورند و قبله رفع ترديد و اثبات اسلام آنها را مىكند اگر وقف بر مؤمنان كند علامه رحمه الله فرمود شامل شيعه اثنى عشريه مىشود و ظاهرا در عهد ما اين اصطلاح ميان غالب مردم مشهور نيست چنان كه بتوان مطلق كلام متكلم را بر آن حمل كرد و بسيارى از اعراب از مؤمن طلاب و اهل علم را مىخواهند . اگر گويد اماميه مراد اثنا عشرى است نسبت - الفاظى كه با ياء نسبت استعمال مىشود مانند مصرى كوفى و عراقى و نحوى بايد با اصل رابطه داشته باشد و اگر نسبت به پدر و جد دهند مانند هاشمى و علوى و موسوى بايد از طرف پدر متصل باشد نه از مادر اما اگر وقف بر اولاد هاشم و على بن ابى طالب عليه السلام كند ( نه بنى هاشم و بنى على ) شامل متصل به پدر و مادر هر دو مىشود و نظير آن در