العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
315
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
قرار دهند به تراضى و فرق آن است كه ملك را مىتوان در آغاز مدت اجاره تحويل مستاجر داد اما عمل را در آغاز مدت نمىتوان تحويل داد و نبايد يك طرف را به تسليم عوض اجبار كرد . مستاجر مىتواند ملكى را كه اجاره كرده به ديگرى اجاره دهد به مبلغ بيشتر مگر شرط كرده باشند كه خود استفاده كند همچنين اجير و كارگر مىتواند عملى را قبول كند و به ديگرى دهد به اجرت كمتر مگر با او شرط كرده باشند كه خود آن كار را انجام دهد يا قرائن بر آن دلالت كند مانند خطاطان و صنعتگران مشهور و استادان حاذق كه مقصود عمل شخص آنها است اگر موجر ملك خود را تسليم نكند تا آخر مدت اجاره باطل مىشود و اگر ملكى مانند مركوب پيش از تسليم هلاك شود باز اجاره باطل مىشود اگر پس از گذشتن مقدارى از مدت اجاره ملك را تسليم كند به همان نسبت كه از مدت تسليم نكرده از مال الاجاره كم مىشود و در اين صورت مستاجر اختيار فسخ دارد . اگر ملك را تسليم مستاجر كرد و ظالمى مستاجر را از ملك بيرون راند اجاره باطل نمىشود بلكه غاصب هم چنان كه ضامن