محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6462

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از نبرد ميان زنگيان و احمد ابن ليثويه و سبب اسير شدن ابو داود گويند كه مسرور بلخى احمد بن ليثويه را به ناحيهء ولايت اهواز فرستاد كه وقتى آنجا شد در شوش جاى گرفت . و چنان بود كه محمد بن عبيد الله هزار مرد كرد كه از جانب صفار ولايتدار اهواز شده بود به سردار زنگيان نوشت و وى را به طمع انداخت كه سوى ليثويه رود . اين معمول شده بود كه محمد از هنگام قيام سردار - زنگيان به دو نامه مىنوشت و او را به اين توهم مىانداخت كه ولايت اهواز را از جانب وى مىدارد و با صفار مدارا مىكند تا كار وى در آنجا استقرار گيرد ، خبيث اين را پذيرفت به شرط آنكه على بن ابان عامل آنجا باشد و محمد بن عبيد الله جانشين وى باشد كه محمد بن عبيد الله پذيرفت . على بن ابان ، برادر خويش خليل بن ابان را با جمعى بسيار از سياهان و ديگران روانه كرد كه محمد بن عبيد الله نيز ابو داود اوباش را به كمك آنها فرستاد كه سوى شوش رفتند ، اما به آنجا نرسيدند كه ابن ليثويه و ديگر ياران سلطان كه آنجا بودند از آنجا بازشان داشتند . پس بازگشتند ، بسيار كس از آنها كشته شده بود و جمعى نيز اسير شده بودند ، پس از آن احمد بن ليثويه برفت تا در جندىشاپور فرود آمد . على بن ابان از اهواز روان شد و از محمد بن عبيد الله بر ضد ابن ليثويه كمك خواست ، محمد بن عبيد الله با جمعى از كردان و اوباشان سوى على رفت و چون به نزديك وى رسيد همگى برفتند و مسرقان را ما بين خويش نهادند كه از دو سوى آن مىرفتند . ( 528 محمد بن عبيد الله يكى از ياران خويش را با سيصد سوار فرستاد كه به على ابن ابان پيوسته شد پس از آن على بن ابان و محمد بن عبيد الله برفتند تا به عسكر مكرم رسيدند . محمد بن عبيد الله به تنهايى به نزد على بن ابان شد كه ديدار كردند و گفتگو