محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6457

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه سليمان برفت تا به نهر ابان رسيد و وارد آن شد و بسوخت و غارت كرد و زنان و كودكان به اسيرى گرفت . اين خبر به نمايندگان ابو احمد رسيد كه در املاك وى در نهر سنداد مقيم بودند و با جماعتى به مقابلهء سليمان رفتند و با وى نبرد كردند كه گروه بسيارى از زنگيان را در آن كشتند و سليمان و احمد بن مهدى و همراهانشان هزيمت شدند و سوى اردوگاه خويش رفتند . محمد بن عثمان گويد : وقتى سليمان بن جامع در حوانيت استقرار يافت و بر - كنار نهر يعقوب بن نصر فرود آمد يكى را فرستاد كه خبر واسط را بداند ( 523 و اينكه از ياران سلطان كى در آن هست ؟ و اين ، پس از آن بود كه مسرور بلخى و يارانش به سبب آمدن يعقوب از آنجا رفته بودند . خبرگير به نزد سليمان باز رفت و به دو خبر داد كه يعقوب سوى سلطان رفته است . و چنان بود كه مسرور پيش از آنكه از واسط سوى سيب رود يكى را به نام وصيف الرحال به مقابلهء سليمان فرستاده بود با چند كشتى كه سليمان با وى نبرد كرد و او را بكشت و هفت كشتى از وى بگرفت و هر كه را بدست آورد بكشت و كشتگان را در حوانيت افكند تا ياران سلطان را كه بر آنها گذر مىكنند بترساند . وقتى سليمان خبر يافت كه مسرور از واسط برفته عمير بن عمار نايب خويش را با يكى از باهليان به نام احمد پسر شريك پيش خواند و با آنها مشورت كرد كه از محلى كه كشتى و سوار بدان مىرسد دور شود و جايى بجويد كه به راهى پيوسته باشد كه هر وقت خواست از آنجا سوى اردوگاه خبيث بگريزد ، از آن روان شود . به دو گفتند كه سوى عقرماور رود و در طهيثا و بيشه زارهاى آنجا حصارى شود ، اما باهليان خوش نداشتند كه سليمان از ميانشان برود كه دستهايشان به كارهاى وى آلوده بود و از تعقيب ياران سلطان بيم داشتند . سليمان با ياران خويش از راه نهر برور سوى طهيثا رفت ، جبايى را با زورقها سوى نهر عتيق فرستاد و دستور داد با خبر كشتيها و ياران سلطان كه در آن ، مىرسند