محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6784
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شش روز رفته از ذى حجه ، بدعه كنيز مأمون ، درگذشت . در اين سال فضل بن عبد الملك سالار حج بود . به روز بيست و دوم ذى حجه همين سال ، بدويانى از حاجر در سه فرسخى صحرا به بازگشتگان مكه تاختند و راه آنها را ببريدند ( 151 و آنچه نقد همراهشان بود بگرفتند و از شترهاشان هر چه خواستند براندند و چنان كه گفتهاند دويست و هشتاد زن آزاد گرفتند ، بجز آنچه از مماليك و كنيزان گرفتند . به حمد و يارى خداى كتاب بسر رسيد و اين آخر تاريخ ابن جرير طبرى است كه خدايش قرين رحمت كناد . ابو جعفر گويد : در اين كتاب از اول تا آخر به جايى كه در روز حاضر رسيديم ، بابها آورديم و آنچه را از اين پس هست اگر خداى اجل را به تأخير اندازد به روايت سماع ياد مىكنيم . ده دقيقه به نيمشب ، به شب شنبه ، شانزدهم اسفند يك هزار و سيصد و پنجاه و - سه ، ترجمهء متن طبرى بسر رسيد ، از پس سه سال و نيم تلاش شبانه روز كه بيشتر شبها را تا نيمه شب به كار بودم و از چهار ، و گاهى پنج بامداد ، تا پيش از نيمروز و پس از نيمروز نيز ، تا آنجا كه توان بود . در اين مدت همانند معتكفان ، گوشه گير بودم و مردم گريز . همه وقتم به ترجمهء متن و خواندن اوراق ماشين - شده و اصلاح نمونه هاى چاپ بسر مىشد و خدا را سپاس از اين توفيق كه داد و از پس ترجمهء قرآن عظيم و بهم بستن مايه هاى نهج الفصاحه و ترجمانى آن كه به حرمت و قدر ، تالى كلام خداست ، و ديگر متون بنام چون زندگانى محمد ( ص ) و مروج الذهب و التنبيه و تاريخ عرب و تاريخ سياسى اسلام و متون ديگر ، بيشتر از پانزده مجلد كه كمتر از ده هزار صفحه نيست ، به توفيق او اين متن گرانسنگ بسيار مفصل را نيز ، كه بصف متون تاريخ از جمله كتابهاى مادر است ، بر كتابخانه