محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6758
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و با ياران سلطان به شب و روز به كشيك شهر خويش ايستادند . اسحاق بن عمران به سلطان نوشت و كمك خواست كه جمعى از سرداران خويش را براى حركت سوى وى دعوت كرد ، از جمله طاهر بن على و وصيف پسر سوارتكين و فضل بن - موسى بغايى و بشر خادم افشينى و جنى صفوانى و رايق خرزى و جمعى از غلامان شرابى و ديگران را بدان پيوست . نخستين گروهشان به روز سه شنبه نيمه - ذى حجه روان شدند ، هيچكس را سالار نكرد و هر كس سالار ياران خويش بود . قاسم بن سيما و ديگر سران بدويان را دستور داد كه بدويان را از صحراها و ديار ربيعه و راه فرات و دقوقاء و خانيجار و نواحى ديگر فراهم آرند كه به مقابلهء اين قرمطيان روند ، به سبب آنكه ياران سلطان در نواحى مصر و شام پراكنده بودند ، پيامها در اين باب سوى آنها رفت كه حضور يافتند آنگاه خبر آمد كه كسانى كه به كمك اسحاق بن عمران رفته بودند با مردان خويش سوى زكرويه رفتهاند و اسحاق بن عمران را با مردان وى در كوفه نهادهاند كه آن را مضبوط دارد و سوى محلى رفتهاند كه از آنجا تا قادسيه چهار ميل راه است به نام صوار كه در صحرا يكشنبه ، ده روز است ، در ناحيهء عرض . در آنجا زكرويه با آنها مقابل شده و به روز دوشنبه ، نه روز مانده از ذى حجه ، با وى به نبرد ايستادهاند . به قولى نبرد روز يكشنبه ، ده روز مانده از ذى حجه ، بود . ياران سلطان بنه داران را يك ميل از خويشتن فاصله دادند و هيچكس از جنگاوران را به نزد آن ننهادند . ( 126 پيكار در ميانه بالا گرفت كه آغاز روز به ضرر قرمطى و ياران وى بود چندان كه نزديك بود بر آنها ظفر يابند . زكرويه كمينى پشت سرشان نهاده بود ، وقتى نيمروز شد كمين به طرف بنه گاه رفت و به غارت آن پرداخت . ياران سلطان شمشير را پشت سر خويش ديدند و به زشتترين وضعى هزيمت شدند . قرمطى و يارانش شمشير در ياران سلطان نهادند و آنها را چنان كه خواستند كشتند . گروهى از غلامان شرابى از خزر و غيره كه نزديك يكصد غلام بودند ثابت كردند و پيكار كردند و از آن پس كه قرمطيان را سخت آسيب زدند همگى كشته شدند . قرمطيان بنه گاه ياران سلطان را تصرف كردند . از ياران سلطان جز كسى كه اسبش خوب بود نجات