محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6757
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وعدهء آنها همانست كه خداى در كتاب خويش در قصهء موسى كليم خويش ، صلى الله - عليه و سلم ، و فرعون دشمن خويش آورده و گويد : « وعده گاه شما روز آرايش است كه نيمروز مردم مجتمع شوند [ 1 ] . » ، زكرويه دستورشان مىدهد كه كار خويش را نهان دارند و چنان وانمايند كه سوى شام حركت مىكنند اما سوى كوفه روند و صبحگاه روز قربان ، روز پنجشنبه ، ده روز رفته از ذى حجه سال دويست و نود و سوم ، بدان هجوم برند كه كس از كوفه بازشان نمىدارد ، زكرويه بر آنها ظاهر مىشود و وعده خويش را كه فرستادگان وى به آنها ميگفتهاند محقق مىكند . قاسم بن احمد را نيز همراه خويش ببرند . قرمطيان دستور وى را كار بستند و به در كوفه رسيدند به وقتى كه مردم همراه اسحاق بن عمران عامل سلطان بر كوفه از نمازگاهشان بازگشته بودند . چنان كه گفتهاند هشتصد سوار ، يا در حدود آن ، بودند كه سرشان ذبلانى پسر مهرويه بود ، از مردم صواره و به قولى از مردم جنبلا . همه سواران زره و جوشن و افزار خوب داشتند ، جمعى از پيادگان نيز همراهشان بودند كه بر مركب آمده بودند . ( 125 به هر كس از مردم كه رسيدند به دو تاختند . جامه هاى گروهى را ربودند و نزديك بيست كس را بكشتند . مردم سوى كوفه شتافتند و وارد آن شدند و بانگ « سلاح برگيريد » زدند . اسحاق بن عمران نيز با ياران خويش بپاخاست . نزديك يكصد سوار از قرمطيان از در معروف به در كنده وارد كوفه شده بودند كه مردم و جمعى از ياران سلطان فراهم آمدند و نان را با سنگ بزدند و با آنها نبرد كردند و با پسرها بكوفتندشان و نزديك نيست كس از آنها را بكشتند و از شهر بيرونشان كردند . اسحاق بن عمران و سپاهيانى كه با وى بودند برون شدند و با قرمطيان به نبرد ايستادند . اسحاق به مردم كوفه دستور داد كه شبانگاه به كشيك باشند كه قرمطيان غفلتى نيابند و وارد شهر بشوند . پيكار در ميانشان تا پسينگاه روز قربان پيوسته بود . پس از آن قرمطيان به سوى قادسيه هزيمت شدند . مردم كوفه ديوار و خندق خويش را اصلاح كردند
--> [ 1 ] قال [ : ] مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى 20 : 59 . سورهء طه ( 20 ) آيهء 59 .