محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6751

تاريخ الطبرى ( فارسي )

شد تا به پل رسيد و آنجا بماند و آنها را به سختى انداخت . محمد بن سليمان با سپاه از راه خشكى برفت تا نزديك فسطاط شد و به سردارانى كه آنجا بودند نامه نوشت . نخستين كسى كه سوى وى شد بدر حمامى بود كه سر قوم بود و اين رخداد آنها را شكست . آنگاه سرداران بصرى و ديگران پياپى به امانخواهى سوى وى آمدند و چون هارون و ديگر كسانى كه با وى بودند اين را بديدند ، سوى محمد بن سليمان حركت كردند و چنان كه گويند ( 119 ميانشان نبردها شد ، پس از آن يكى از روزها ميان ياران هارون اختلاف افتاد كه به پيكار برخاستند . هارون برفت تا آرامشان كند . يكى از مغربيان نيزه كوتاهى سوى وى انداخت و او را بكشت . خبر به محمد بن سليمان رسيد كه با همراهان خويش وارد فسطاط شد و خانه هاى آل طولون و كسانشان را به تصرف آورد و همگيشان را كه ده و چند كس بودند دستگير كرد و به بندشان كرد و بداشت و اموالشان را مصادره كرد و خبر فتح را نوشت . اين نبرد در صفر همين سال بود به محمد بن سليمان نوشته شد كه همه آل طولون و سرداران وابسته به آنها را بفرستد و هيچكدامشان را نه در مصر ، نه در شام بجا نگذارد و همه را به بغداد فرستد و او چنان كرد . سه روز رفته از ماه ربيع الاول اين سال ، ديوارى كه بر سر پل اول بود ، در سمت شرقى خانهء عبيد الله طاهرى ، بر حسين بن زكرويه قرمطى افتاد كه به نزديك ديوار آويخته بود و او را در هم شكست و پس از آن چيزى از وى يافت نشد . در ماه رمضان اين سال ، خبر به سلطان رسيد كه يكى از سرداران مصرى معروف به خليجى به نام ابراهيم ، در انتهاى حدود مصر با جمعى از سپاهيان و ديگران كه استمالتشان كرده ، از محمد بن سليمان عقب مانده و به مخالفت سلطان سوى مصر رفته و در راه ، گروهى دوستداران فتنه با وى شده‌اند و جمعش بسيار شده وقتى به مصر رفته عيسى نوشرى كه در آن وقت عامل كمكهاى مصر بوده آهنگ پيكار وى كرده ، اما به - سبب فزونى همراهان خليجى تاب وى نياورده و از مقابل وى سوى اسكندريه رفته