محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6752
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و مصر را خالى كرده كه خليجى وارد آنجا شده . در همين سال سلطان ، فاتك ، وابستهء معتضد ، را براى نبرد خليجى و سامان دادن كار مغرب دعوت كرد ، بدر حمامى را نيز به دو پيوست و در كارها مشاور او كرد . جمعى از سرداران را نيز با سپاهى انبوه به دو پيوست . هفت روز رفته از شوال همين سال ، فاتك و بدر حمامى به سبب آنكه براى رفتن ( 120 سوى مصر دعوت شده بودند خلعت گرفتند و دستور يافتند زودتر روانه شوند . پس از آن فاتك و بدر حمامى دوازده روز رفته از شوال روان شدند . در نيمه شوال همين سال ، رستم پسر بردوا وارد طرسوس شد ، به ولايتدارى آنجا و مرزهاى شام . و هم در اين سال ميان مسلمانان و روميان مبادله اسيران بود و نخستين روز آن ، شش روز مانده از ذى قعدهء همين سال بود . چنان كه گفتهاند ، جمله مسلمانانى كه مبادله شدند ، هزار و نزديك به دويست كس بودند . پس از آن روميان خيانت آوردند و برفتند و مسلمانان با بقيه اسيران رومى كه به دستشان مانده بود بازگشتند . پيمان مبادله و متاركه را ابو العشائر بسته بود با ابن مكرم قاضى . وقتى كار داندرونقس چنان شد و بر مردم مرعش هجوم برد و ابو الرجال و غير او را بكشت ، ابو العشائر معزول شد و رستم ولايتدار شد و مبادله بدست وى بود . متصدى مبادله از جانب روميان يكى بود به نام اسطانه . در اين سال فضل بن عبد الملك عباسى سالار حج بود . آنگاه سال دويست و نود و سوم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و نود و سوم بود از جمله آن بود كه پنج روز مانده از صفر خبر آمد كه خليجى كه بر مصر مسلط