محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6750
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اين خبردار شود ، به روز پنجشنبه ده روز رفته از ماه رمضان نوشته شد » در اين سال فضل بن عبد الله عباسى سالار حج بود . ( 118 آنگاه سال دويست و نود و دوم درآمد . سخن از حادثات معتبرى كه به سال دويست و نود و دوم بود از جمله آن بود كه نزار بن محمد از بصره ، يكى را بنزد سلطان فرستاد به بغداد و گفت كه وى مىخواسته بر ضد سلطان قيام كند و به واسط شده و نزار كس از پى وى فرستاده كه او را گرفته و به بصره برده . در بصره نيز گروهى را گرفته كه گفته مىشد با وى بيعت كردهاند و نزار همه را در كشتىاى به بغداد فرستاده بود كه در توقفگاه بصريان نگاهشان داشتند و گروهى از سرداران به توقفگاه بصريان رفتند و اين مرد را بياوردند . بر بختىاى ، پسرى خردسال از آن وى پيش رويش بود ، بر شترى . سى كس نيز همراه وى بودند ، بر شتران و همگيشان كلاهها و جبه هاى حرير داشتند . بيشترشان استغاثه مىكردند و مىگريستند و قسم ياد مىكردند كه بىگناهند و از آنچه به آنها نسبت دادهاند چيزى نمىدانند . آنها را از محل خرما فروشان و در كرخ و خلد عبور دادند تا به خانهء مكتفى رسانيدند كه دستور داد آنها را ببرند و در زندان معروف به « نو » بدارندشان . در محرم اين سال اندرونقس رومى به مرعش و اطراف آن هجوم آورد . مردم مصيصه و مردم طرسوس براى نبرد برفتند و ابو الرجال بن ابى به كار با گروهى از مسلمانان كشته شدند . در محرم اين سال ، محمد بن سليمان براى جنگ هارون پسر خمارويه به حدود مصر رفت . مكتفى دميانه غلام يا زمان را از بغداد فرستاد و دستورش داد كه به دريا نشيند و به مصر رود و وارد نيل شود و لوازم از سپاهيان مصر ببرد ، كه برفت و وارد نيل