محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6736
تاريخ الطبرى ( فارسي )
رسيد كه آن را بزرگ شمرديم و چنان ديديم كه از سپاهيان خويش كسانى آنجا فرستيم كه خدا به وسيله آنها از دشمنان ستمگر خويش كه در زمين به فساد مىكوشند انتقام بگيرد . عطير ، دعوتگر خويش را با گروهى از مؤمنان به شهر حمص فرستاديم و آنها را به سپاهها كمك داديم ما نيز از پى آنها هستيم . به آنها گفتهايم كه به ناحيهء تو آيند و دشمنان خدا را هر كجا باشند بجويند . اميدواريم كه خدا دربارهء آنها بهترين ترتيبى را كه دربارهء امثالشان مرسوم بوده براى ما پيش آرد . بايد دل خويش را و دلهاى دوستان ما را كه بنزد تو هستند محكم بدارى و به خدا و نصرت وى كه پيوسته دربارهء عصيانگران و ملحدان به ما داده ، اعتماد داشته باشى و اخبار و - رخدادهاى آن ناحيه را زودتر به نزد ما فرستى و چيزى از كار آنجا را از ما نهان ندارى . ان شاء الله . خدايا تسبيح تو مىگوييم . « و درودشان سلام است و ختم دعايشان اين است كه ستايش خاص پروردگار جهانيان است . » [ 1 ] و درود خداى بر جد من محمد پيمبر خدا و خاندان وى با سلام بسيار . » نسخه اى از مكتوب يكى از عاملان قرمطى به وى : « به نام خداى رحمان رحيم ، « به بندهء خدا ، احمد امام مهدى ، المنصور بالله . مقدمهء نامه همانند نامه اى است كه از پيش ياد كرديم ( 106 تا « فرزند بهترين وصيان كه درود خداى بر وى و خاندان پاك وى باد با سلام بسيار . » پس از آن چنين است : « از عامر بن عيسى عنقايى « درود بر امير مؤمنان با رحمت و بركات خداى « اما بعد ، خدا بقاى امير مؤمنان را دراز بدارد و عزت و تأييد و نصرت و
--> [ 1 ] وَتَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَآخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ 10 : 10 . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 10 .