محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6737

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و سلامت و كرامت و نعمت و سعادت وى را مستمر كند و نعمتهاى خويش را بر وى بيشتر كند و احسان و تفضل خويش را بر او بيفزايد . « نامهء سرور من امير مؤمنان كه خدا بقايش را دراز كند به من رسيد كه معلوم مىداشت كه يكى از سپاههاى منصور ، با يكى از سرداران وى به ناحيهء ما روان شده - اند تا با بنى الفصيص دشمنان خدا و ابن دحيم خائن نبرد كنند و آنها را هر كجا باشند بجويند و با كسانشان و املاكشان درهم بكوبند ، و او كه خدا عزتش را دايم بدارد دستورم داده بود كه به وقت ديدن نامه وى با هر كس از ياران و عشيره هايم كه توانم براى مقابلهء آنها و يارى و پشتيبانى سپاه بپاخيزم و با آنها بروم و هر چه مىكنند چنان كنم و هر چه دستور مىدهند انجام دهم ، مضمون نامه را فهم كردم . « خداى امير مؤمنان را عزيز بدارد . اين نامه وقتى به من رسيد كه سپاهيان منصور رسيده بودند و به سويى از ناحيهء ابن دحيم دست اندازى كرده بودند و چون نامهء مسرور بن احمد دعوتگر به آنها رسيده بود كه وى را در شهر افاميه ديدار كنند رفته بودند . پس از آن نامه مسرور بن احمد به من رسيد به مضمون نامه اى كه مفاد آن را در آغاز همين مكتوب آوردم و دستورم مىداد كه ياران و عشيره هاى خودم را كه به دسترس باشند فراهم آرم ، و سوى وى روم و از تخلف بر حذرم داشته بود . رسيدن نامهء وى به وقتى بود كه به نزد ما به درستى پيوست كه سبك منحرف از دين ، غلام مفلح ، با نزديك هزار كس از سوار و پياده به شهر عرقه فرود آمده و نزديك شهر ماست و بر ناحيهء ما مشرف است . احمد بن وليد ، بندهء امير مؤمنان ، كه خدا بقاى وى را طولانى بدارد ، به نزد همه ياران خويش كس فرستاد من نيز بنزد همه ياران خويش فرستادم و آنها را به نزد خويش فراهم آورديم ، آنگاه خبرگيران به ناحيهء عرقه فرستاديم كه اخبار اين خائن را بدانيم كه آهنگ كجا دارد تا ما نيز بدان سوى رويم . اميدواريم خدا به منت و قدرت خويش بر وى ظفر دهد و او را مغلوب كند . اگر اين