محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6714

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىفرستاده بود و نيكى بسيار مىكرده بود و مىخواست وى را پاداش دهد . گويند : قاسم بن عبيد الله اين را خوش نداشت و نهانى كس فرستاد كه عمرو را بكشت . در رجب اين سال ، چهار روز مانده از آن ، خبر آمد كه گروهى از مردم رى با محمد بن هارون كه اسماعيل بن محمد از پس كشتن محمد بن زيد علوى او را عامل طبرستان كرده بود مكاتبه كرده‌اند و محمد بن هارون خلع كرده و سپيد پوشيده و از او خواسته‌اند كه سوى رى شود كه وى را به شهر درآرند ، به سبب آنكه اوكرتمش ، ترك ولايتدارشان ، ( 89 چنان كه گويند ، با آنها رفتار بد داشته بود . محمد بن هارون با اوكرتمش نبرد كرد و او را هزيمت كرد و بكشت و دو پسر وى را نيز بكشت با يكى از سرداران سلطان به نام ابرون كه برادر كيغلغ بود . پس از آن محمد بن هارون وارد رى شد و بر آن تسلط يافت . در رجب اين سال در بغداد زلزله شد و روزها و شبهاى بسيار زلزله در آن دوام يافت . كشته شدن بدر غلام معتضد در اين سال بود . سخن از سبب كشته شدن بدر غلام المعتضد بالله گويند سبب آن بود كه قاسم بن عبيد الله قصد كرده بود از پس معتضد خلافت را به غير فرزندان معتضد دهد . در اين باب با بدر گفتگو كرد ، اما بدر از او نپذيرفت و گفت : « من كسى نيستم كه خلافت را از فرزندان مولايم كه ولى نعمت من است بگردانم . » وقتى قاسم اين را بديد و بدانست كه راهى براى مخالفت بدر نيست كه وى سالار سپاه معتضد بود و بر كار وى تسلط داشت و خدمه و غلامان وى اطاعتش مىكردند ، كينهء بدر را در دل گرفت . وقتى مرگ معتضد رخ داد بدر در فارس بود ،