محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6713

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سرداران دستور داد كه از نو با المكتفى بالله بيعت كنند كه پذيرفتند . خلافت المكتفى بالله وقتى معتضد درگذشت ، قاسم بن عبيد الله نامه هايى دربارهء اين خبر به مكتفى نوشت و در دم بفرستاد . مكتفى مقيم رقه بود ، وقتى خبر به دو رسيد به حسين بن عمرو نصرانى كه در آن وقت دبير وى بود دستور داد از كسانى كه در اردوگاه وى بودند بيعت بگيرد و مقررى آنها را بدهد ، حسين چنان كرد . آنگاه از رقه سوى بغداد حركت كرد و كسان به ديار ربيعه و ديار مضر و نواحى مغرب جزيره فرستاد كه آنجا را مضبوط دارند . به روز سه شنبه ، هشت روز رفته از جمادى الاخر ، مكتفى به خانهء خويش در قصر حسنى وارد شد و چون به منزل خويش شد ، دستور داد زيرزمينهايى [ 1 ] را كه پدرش براى مجرمان ساخته بود ويران كنند . در همين روز مكتفى ، قاسم بن عبيد الله را به زبان خويش كنيه داد و خلعت به دو بخشيد . در همين روز عمرو بن ليث صفار درگذشت و فرداى آن روز نزديك قصر حسنى بگور شد . چنان كه گويند معتضد به هنگام مرگ وقتى از تكلم بازماند با اشاره به صافى حرمى دستور داد عمرو را بكشد ، دست به گردن و چشم خويش نهاد كه منظورش كشتن يك چشم بود . اما صافى چنان نكرد كه از حال معتضد و نزديك رسيدن مرگ وى خبر داشت . وقتى مكتفى وارد بغداد شد چنان كه گويند از قاسم بن عبيد الله دربارهء عمرو پرسيد كه آيا زنده است ؟ گفت : « آرى . » مكتفى از زنده بودن وى خرسند شد و گفت كه قصد دارد با وى نيكى كند كه عمرو براى مكتفى در ايام اقامت وى به رى هديه

--> [ 1 ] كلمهء متن : مطامير ، جمع مطموره .