محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6696
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مكتوب معتضد دربارهء فتح آمد پنج روز مانده از جمادى الاول به مدينة - السلام رسيد و بر منبر مسجد جامع خوانده شد . در همين سال عبد الله بن فتح از مصر به نزد معتضد رسيد كه درآمد مقيم بود ، با جواب نامه هاى وى كه به هارون پسر خمارويه نوشته بود كه پذيرفته بود كه قنسرين و عواصم را تسليم كند و هر سال چهارصد و پنجاه هزار دينار ( 71 به بيت - المال بغداد فرستد و خواسته بود كه ولايتدارى وى بر مصر و شام تجديد شود و معتضد يكى از خادمان خويش را در اين باب به نزد وى فرستد . معتضد هر چه را خواسته بود پذيرفت و بدر قدامى و عبد الله بن فتح را با فرمان ولايت و خلعت سوى وى فرستاد كه از آمد براى اين منظور به مصر رفتند . عاملان معتضد در جمادى الاول كارهاى قنسرين و عواصم را از ياران هارون تحويل گرفتند . معتضد باقيماندهء جمادى - الاول و بيست و سه روز از جمادى الاخر را درآمد بماند ، سپس به روز شنبه ، هفت روز مانده از جمادى الاخر ، از آنجا سوى رقه حركت كرد و پسر خويش على را با سپاهيانى كه براى مضبوط داشتن آن ناحيه و قنسرين و عواصم و ديار ربيعه و ديار مضر به دو پيوسته بود درآمد نهاد . در آن وقت دبير على بن معتضد ، حسين بن عمرو نصرانى بود كه نظر در كارهاى اين نواحى و مكاتبه با عاملان آن را به حسين بن عمرو سپرد . معتضد دستور داد ديوار آمد ويران شود كه ويران شد . در اين سال هديهء عمرو بن ليث صفار از نيشابور به بغداد رسيد ، مبلغ مالى كه فرستاده بود چهار هزار هزار درم بود با بيست اسب با زينها و لگامهاى مزين نقره كارى ، و يكصد و پنجاه اسب با جلهاى منقش با جامه ها و بوى خوش و تعدادى باز ، و اين به روز پنجشنبه بود هشت روز مانده از جمادى الاخر . در همين سال يكى از قرمطيان به نام ابو سعيد جنابى در بحرين ظهور كرد و گروهى از بدويان و قرمطيان بر او فراهم آمدند . قيام وى چنان كه