محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6681

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« * ( لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ من أَلْفِ شَهْرٍ 97 : 3 ) * [ 1 ] . » يعنى شب قدر از هزار ماه بهتر است كه منظور ملك بنى اميه است . « و هم از آن جمله اين بود كه پيمبر معاويه را خواست كه به دستور وى پيش روى وى چيز نويسد ، اما فرمان وى را معطل نهاد و خوردن خويش را بهانه كرد و پيمبر فرمود : « خدا شكمش را سير نكند . » و چنان شد كه هرگز سير نمىشد و مىگفت : « به خدا به سبب سيرى از غذا دست نمىكشم بلكه خسته مىشوم . » « و هم از آن جمله اينكه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم فرمود : » « از اين دره يكى از امت من مىآيد كه بر غير دين من محشور مىشود و معاويه نمايان شد . و هم از آن جمله اينكه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم فرمود : « وقتى معاويه را بر منبر من ديديد او را بكشيد . » و هم از آن جمله حديث مشهور منتسب به پيمبر است كه فرمود : « معاويه در تابوتى آتشين است در طبقهء پائينتر جهنم و بانگ مىزند ( 59 يا حنان يا منان ، اكنون كه پيش از اين نافرمانى آورده‌ام و از تباهكاران بوده‌ام [ 2 ] . » « و هم از آن جمله اقدام وى به نبرد با على بن ابى طالب بوده كه مقام وى در اسلام از همه مسلمانان برتر بود و در مسلمانى از همه پيشتر بود و از همه مؤثرتر و بنامتر . و با باطل خويش دربارهء حق وى نزاع مىكرد و با ضلالتگران و ياغيان خويش با ياران وى پيكار مىكرد و چنان مىخواست كرد كه وى و پدرش پيوسته مىخواسته بودند كه نور خدا را خاموش كنند و دين وى را انكار كنند و « خدا نمىخواهد جز آنكه نور خويش را آشكار كند و گرچه كافران كراهت داشته باشند . [ 3 ] » كه با مكارى و سركشى خويش مردم خرف را فريب مىداد و اهل جهالت را به خطا

--> [ 1 ] سورهء قدر ( 97 ) آيه 3 . [ 2 ] آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ من الْمُفْسِدِينَ 10 : 91 . سوره يونس ( 10 ) آيه 91 . [ 3 ] وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ 9 : 32 . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 32 .