محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6682

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مىافكند ، همان كسان كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم از پيش از آنها خبر داده بود و به عمار گفته بود : « گروه سركش ترا مىكشند ، تو آنها را به بهشت مىخوانى و آنها تو را به جهنم مىخوانند . » از آن رو كه حاضر را برگزيده بود و به آخرت كافر بود و از قيد اسلام به در رفته بود و خون ناحق را روا مىداشت چندان كه در فتنهء خويش و راه ضلالت خويش گروهى بى شمار از نخبهء مسلمانان را كه از دين خداى دفاع مىكردند و حق وى را نصرت مىدادند و در راه خدا پيكار مىكردند و مىكوشيدند بكشت تا خداى را عصيان كنند و اطاعت نكنند و احكام وى باطل ماند و بپاى نماند و با دين وى مخالفت كنند و آن را گردن ننهند كه كلمهء ضلالت بالا گيرد و دعوت باطل برتر شود ، اما كلمهء خدا برتر است و دين وى منصور است و حكم وى متبع و روان است و فرمان وى غالب و حيلهء مخالف آن مغلوب و در هم كوفته . و گناه اين پيكارها را با پيكارها كه پس از آن بود عهده كرد و آن خونها را با خونها كه پس از آن ريخته شد به گردن گرفت و روشهاى تباهى را پيش آورد كه گناه آن و گناه همه عاملان آن تا به روز رستاخيز بر او بار است ، محرمات را بر مرتكبان روا داشت و حقوق را از اهل آن بداشت ، فرصت او را مغرور كرد و مهلت او را به گناه كشانيد ، اما خداى در كمين وى بود . « و نيز از چيزها كه موجب لعنت وى شد آن بود كه كسانى از اخيار صحابه و تابعان و اهل فضيلت و ديانت را دست بسته كشت . چون عمرو بن حمق و حجر بن عدى با كسان ديگر امثال آنها ، تا عزت و ملك و غلبه از آن وى شود اما عزت و ملك و قدرت از آن خداست . خدا عز و جل مىفرمايد : « * ( وَمن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَغَضِبَ الله عَلَيْه وَلَعَنَه وَأَعَدَّ لَه عَذاباً عَظِيماً 4 : 93 ) * » [ 1 ] يعنى : هر كه مؤمنى را به عمد بكشد سزاى او جهنم است كه جاودانه در آن باشد و خدا بر او غضب آرد و لعنتش كند و عذابى بزرگ براى او مهيا

--> [ 1 ] سورهء نساء ( 4 ) آيهء 93 .