محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6658
تاريخ الطبرى ( فارسي )
معتضد برنشست و به طرف قلعهء بالا رفت تا به در رسيد . سپس ابن حمدان را بانگ زد ، كه پاسخ داد : « آمادهء فرمانم . » گفت : « واى تو در را بگشاى . » كه بگشود . معتضد بر در بنشست و به كسانى كه وارد شدند دستور داد آنچه مال و اثاث در قلعه بود بياوردند . سپس دستور داد آن را ويران كنند كه ويران شد . آنگاه كس از پى حمدان بن حمدون فرستاد كه او را به سختى تعقيب كردند و اموالى از آن وى را كه سپرده شده بود گرفتند . آنگاه معتضد به شهرى رفت به نام حسنيه كه مردى به نام شداد با سپاه بسيار در آن بود كه به قولى ده هزار بودند و آن مرد در شهر قلعه اى داشت . معتضد بر او غلبه يافت و او را بگرفت و قلعه اش را ويران كرد . در اين سال از راه مكه خبر آمد كه در اثناى رفتن مردم دچار سرماى سخت و باران بسيار شدهاند ، سرمايى كه بيشتر از پانصد كس از آن تلف شدهاند . در شوال اين سال مسلمانان به غزاى روميان رفتند و ميانشان دوازده روز نبرد بود كه مسلمانان ظفر يافتند و غنيمت بسيار گرفتند و بازگشتند . ( 39 آنگاه سال دويست و هشتاد و دوم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و هشتاد و دوم بود از جمله آن بود كه معتضد در محرم اين سال دستور داد به همه عاملان در ناحيه ها و شهرها نامه نويسند كه خراج را از نيروز كه نيروز عجمان است آغاز نكنند و آن را تا به روز يازدهم حزيران عقب اندازند و اين را نيروز معتضدى ناميدند . نامه ها در اين باب از موصل نوشته شد كه معتضد آنجا بود و نامهء وى به يوسف بن يعقوب رسيد كه به دو خبر مىداد كه از اين كار رفاه مردم و ملايمت با آنها را منظور داشته و دستور داده بود نامهء وى را بر مردم بخواند كه چنان كرد .