محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6598

تاريخ الطبرى ( فارسي )

را نيرو داده كه معلوم شده به آنها اطمينان دارد و ايشان را همانند دوستان خويش مىداند . از او خواستند كه ناحيه اى را خاص آنها كند كه در آن نبرد كنند تا همت درست و تلاش آنها بر ضد دشمن نمايان شود و اخلاصشان و دوريشان از آن جهالت كه در آن بوده‌اند معلوم شود . موفق اين را پذيرفت و به آنها گفت كه اطاعت نمودن آنها در او اثر نيك داشته و چون از نزد وى برفتند از سخنان نيك كه به پاسخشان گفته بود و وعده هاى خوب كه داده بود خرسند بودند . در ذى قعدهء همين سال موفق در سمت شرقى نهر ابو الخصيب به شهر فاسق درآمد و خانهء وى را ويران كرد و هر چه را در آن بود غارت كرد . سخن از وارد شدن موفق به شهر سالار زنگيان و ويران كردن خانهء وى گويند كه وقتى ابو احمد مصمم شد ، به فاسق در شهر وى كه به جانب شرقى نهر ابو الخصيب بود هجوم برد . بگفت تا از دجله و هور و اطراف آن كشتيها و گذرها فراهم آرند كه بر آنچه كه در اردوگاه وى بود بيفزايد كه كشتيهاى اردوگاه براى سپاه وى بس نبود ، كه سپاه بسيار بود . كسانى را كه در كشتيها و زورقها و كشتيهاى اسب بر بودند شمار كردند كه نزديك ده هزار ملوان بودند كه از بيت المال مقررى ماهانه مىگرفتند بجز كشتيهاى مردم اردوگاه كه آذوقه بر آن بار - مىشد و كسان براى كارهاى خويش در آن مىنشستند ( 646 و بجز زورقها و جريبىها كه هر يك از سرداران و ياران وى داشتند كه ملاح در آن بود . وقتى كشتيها و گذرها كامل شد و از شمار آن رضايت آورد به ابو العباس و سرداران و وابستگان و غلامان خويش دستور داد كه براى مقابلهء دشمن آماده شوند و لوازم فراهم فراهم كنند . دستور داد كشتيها و گذرها را براى حمل سوار و پياده پراكنده كنند . به ابو العباس دستور داد كه با سپاه خويش به سمت غربى نهر ابو الخصيب رود . تنى چند از