محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6397

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« اگر بتوانم به كار خود مىپردازم « اما گوره خر را از جستن مانع شده‌اند . » گويند : آن روز كه محمد بن بغا بداشته شد دربارهء وى كارى نكردند و مالها را از او خواستند كه بيست و چند هزار دينار به آنها داد . پس از آن وى را كشتند . شكمش را دريدند و گلويش را فشردند و در يكى از چاههاى قناتش افكندند و همچنان آنجا ببود ، تا وابستگان يك روز از پس دستگير كردن مهتدى برونش آوردند و به گورش كردند . همه خلافت مهتدى تا وقتى كارش به سررفت يازده ماه و بيست و پنج روز بود و همه عمر وى سى و هشت سال بود . وى گشاده پيشانى و نيمه طاس و عبوس چهره و سرخموى و بزرگ شكم و چهار شانه و كوتاه قامت بود ، با ريشى دراز ، زادگاهش قاطول بود . ( 470 در اين سال جعلان براى نبرد سالار زنگيان به بصره رفت . سخن از كار جعلان و سالار زنگيان در بصره گويند كه وقتى جعلان به بصره رسيد با سپاه خويش از آنجا برفت تا ميان وى و اردوگاه سالار زنگيان يك فرسخ بماند . پس به دور خويش و همراهانش خندق زد و شش ماه در خندق خويش بماند ، زينبى و بريه و بنى هاشميان و كسانى از مردم بصره كه نبرد خبيث را آماده شده بودند به روزى كه جعلان با آنها وعده نهاده بود به مقابله سالار زنگيان رفتند و چون تلاقى شد در ميانشان بجز تيراندازى و سنگاندازى نشد و جعلان براى مقابله وى راهى نيافت كه محل به سبب نخلستانها و بيشه زارها براى جولان اسبان تنگ بود و ياران جعلان بيشتر سواران بودند .