محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6572
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وقت پسين برنشست ، در آن روز نبرد در مجاورت نهر منگى پيوسته بود و فاسقان در آن ناحيه فراهم بودند و خويشتن را بدانجا مشغول داشته بودند و پنداشتند فقط در آنجا با آنها نبرد مىكنند . موفق كه فعلگان را مهيا كرده بود برفت تا به نهر منگى نزديك شد و با فاسقان نبرد آغاز كرد ، همين كه كار نبرد بالا گرفت پاروزنان و سر - ملوانان را بگفت تا شتابان رهسپار شوند تا به نهر جوى كور رسند كه زير نهر ابو - الخصيب از دجله جدا مىشد . وقتى به جوى كور رسيد كه از جنگاوران و مردان - خالى بود ، نزديك شد و فعلگان را ببرد ( 623 كه ديوار مجاور آن نهر را ويران كردند . جنگاوران پيش رفتند و در دل نهر جاى گرفتند و كشتارى بزرگ كردند ، به بعضى قصرهاى فاسقان رسيدند و هر چه را در آنجا بود غارت كردند ، قصرها را بسوختند و تعدادى زنان را كه در آنجا بودند ، نجات دادند ، تعدادى اسب از اسبان فاجران را نيز گرفتند و به غرب دجله بردند . موفق به وقت غروب آفتاب با ظفر و سلامت باز - گشت . صبحگاهان به نبرد زنگيان و ويران كردن ديوار رفت و بدين كار پرداخت تا ويرانى به خانهء انكلاى رسيد كه به خانهء خبيث پيوسته بود . وقتى خبيث براى جلوگيرى از ويرانى ديوار و منع ياران موفق از ورود به شهر خويش چاره اى نيافت در كار خويش فروماند و ندانست براى اين بليه چه تدبير كند ، على بن ابان مهلبى به دو گفت كه آب در شوره زارى كه ياران موفق در آن مىرفتند روان كند تا از عبور آن وامانند ، و نيز در چند جا خندقها بكنند و به سبب آن از ورود به شهر بازشان دارد و اگر خويشتن را به شهر رسانيدند و دچار هزيمتى شدند بازگشتشان به كشتيها آسان نباشد . در چند جاى شهر خويش و در ميدانى كه خبيث آن را راه كرده بود چنين كردند و اين خندقها نزديك به خانهء وى رسيد . موفق از پى آن توفيق كه خدايش در كار ويران كردن ديوار شهر فاسق نصيب كرده بود چنان ديد كه خندقها و نهرها و گودالها را پر كند كه عبور سوار و پياده از آن ميسر شود ، بدين كار پرداخت و فاسقان به دفاع پرداختند كه نبرد دوام يافت و