محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6552

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گرفته شد . ابو العباس دست يكى از اسيران را بريد و او را رها كرد كه به اردوگاه خبيث رفت و آنچه را بر وى گذشته بود به آنها خبر داد . مالك خواهرزادهء قلوص از آنچه ابو العباس با بدويان كرده بود هراسان شد و از ابو احمد امان خواست كه امان يافت و نيكى ديد و خلعت گرفت و به ابو العباس پيوسته شد كه مقررى براى وى معين شد و جيره گرفت . خبيث يكى از ياران قلوص را به نام احمد پسر جنيد به جاى وى گماشت و دستورش داد كه در محل معروف به دهر شير و انتهاى نهر ابو الخصيب اردو بزند و با ياران خويش ماهى رسيده از هور را همراهى كند و به اردوگاه خبيث برساند . خبر احمد بن جنيد به ابو احمد رسيد و يكى از سرداران وابستگان را به نام ترمدان با سپاهى فرستاد كه در جزيرهء معروف به روحيه اردو زد و ماهى هور كه به اردوگاه خبيث مىرسيد قطع شد . موفق ، شهاب بن علاء و محمد بن حسن ، هردوان عنبرى ، را با گروهى سوار فرستاد كه بدويان را از بردن آذوقه به اردوگاه خبيث بازدارند ، دستور داد در بصره براىشان بازارى نهند و هر چه خرما كه مىخواهند از آنجا ببرند ، كه سبب رفتنشان به اردوگاه خبيث همين بود . شهاب و محمد به انجام دستورى كه يافته بودند برفتند و در محل معروف به قصر عيسى اقامت گرفتند ، بدويان آنچه را از صحرا مىآوردند به نزد آنها مىبردند و از آنها خرما مىگرفتند . پس از آن ابو احمد ، ترمدان را از بصره برداشت و يكى از سرداران فرغانى را به نام قيصر پسر ارخوز ، اخشاذ فرغانه ، به جاى وى فرستاد . نصير معروف به ابو حمزه را نيز با كشتى و زورقها فرستاد و دستور داد در فيض البصره و نهر دبيس بماند ( 606 و نهر ابله و نهر معقل و نهر غربى را بپيمايد ، و او چنان كرد . محمد بن حماد گويد : وقتى به سبب اقامت نصير و قيصر در بصره آذوقه