محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6550

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه شمار كردند و نامهايشان را به نزد وى بردند كه مقررى آنها را بر فرزندان و كسانشان معين كرد كه اين بنزد آنها نكو افتاد و حسن نيتشان را بيفزود كه ديدند وى بازماندگان كسانى را كه در اطاعت وى جان داده‌اند رعايت مىكند . در اين سال ابو العباس با قومى از بدويان كه آذوقه به فاسق مىرسانيدند نبردى داشت كه آنها را نابود كرد . سخن از نبردى كه ابو العباس با بدويان آذوقه رسان فاسق داشت گويند كه وقتى فاسق بصره را ويران كرد ، يكى از ياران قديم خويش را به نام احمد پسر موسى ، معروف به قلوص ، بر آن گماشت كه كار آنجا را به عهده داشت . ( 604 بصره براى فاسق مجالى شد كه بدويان و بازرگانان وارد آن مىشدند و آذوقه و اقسام كالاى بازرگانى بدانجا مىبردند و هر چه بدانجا مىرسيد به اردوگاه خبيث حمل مىشد ، تا وقتى كه ابو احمد طهيثا را گشود و قلوص اسير شد و خبيث ، خواهرزادهء قلوص را به نام مالك پسر بشران بر بصره و اطراف گماشت . وقتى ابو احمد بر فرات بصره فرود آمد فاجر بيم كرد كه ابو احمد به مالك تاختن كند . در آن وقت مالك در سيحان بر كنار نهر معروف به ابن عتبه بود . پس به مالك نوشت و دستور داد كه اردوگاه خويش را به كنار نهر معروف به دينارى انتقال دهد و جمعى از همراهان خويش را براى شكار ماهى بفرستد و آن را پياپى به اردوگاه وى بفرستد و نيز جمعى را به طرف راهى كه بدويان از صحرا از آن مىگذشتند روانه كند تا آمدن كسانى از آنها را كه آذوقه مىآوردند بداند و چون گروهى از بدويان بيامدند با ياران خويش برود و آنچه را آورده‌اند به نزد خبيث بفرستد . مالك ، خواهرزادهء قلوص ، چنان كرد . و دو كس از مردم دهكده بسمى را كه يكيشان ريان و ديگرى خليل نام داشت و هردوان مقيم اردوگاه خبيث بوده بودند روانه