محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6547

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ديگر آن چنين بود : « المعتمد على الله باليمن و السعاده . » و بر سوى ديگر : « الوافى احمد بن - عبد الله . » در اين سال هارون بن محمد هاشمى سالار حج بود . ( 601 پس از آن سال دويست و شصت و هشتم درآمد . سخن از حادثاتى كه به سال دويست و شصت و هشتم بود از جمله آن بود كه جعفر بن ابراهيم ، معروف به سجان ، از ابو احمد موفق امان خواست ، به روز سه شنبه غرهء محرم . گويند : سبب آن ، نبردى بود كه ابو احمد در آخر ذىحجهء سال دويست و - شصت و هفتم داشته بود كه پيش از اين ياد كرديم و متعاقب آن ريحان بن صالح مغربى از اردوگاه فاجر گريخت . خبيث از اين رخداد هراسان شد . زيرا چنان كه گفته‌اند ، سجان يكى از معتمدان وى بود . ابو احمد دستور داد وى را خلعت و جايزه و چيز دادند ، با چند اسب ، و مقررى معين كردند و بايسته هاى ضيافت دادند . سجان به ابو العباس پيوسته شد و ابو احمد به دو دستور داد كه سجان را در كشتى مقابل قصر فاسق برد كه فاسق و يارانش او را بديدند . سجان با آنها سخن كرد و به آنها خبر داد كه از خبيث فريب خورده‌اند و گفت كه از دروغگويى و بدكارى وى واقف شده . در آن روز كه سجان را بردند مردم بسيار از زنگيان از سردار و غير سردار امان خواستند كه نيكى ديدند . كسان پياپى امان مىخواستند و از نزد خبيث روان مىشدند . ابو احمد از پس نبردى كه گفتم به يك روز مانده از ذىحجهء سال دويست و - هفتم بود ، تا ماه ربيع الاخر به نبرد خبيث نرفت و ياران خويش را استراحت مىداد .