محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6548
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال عمرو بن ليث براى نبرد با محمد بن ليث كه از جانب وى عامل فارس بود به آن ولايت رفت و وى را هزيمت كرد و اردوگاهش را به غارت داد . محمد بن ليث با تنى چند جان برد . عمرو وارد استخر شد و يارانش آنجا را غارت كردند و او كس به طلب محمد بن ليث فرستاد كه وى را بدست آوردند و به اسيرى به نزد عمرو بردند ، پس از آن عمرو به شيراز رفت و آنجا بماند . ( 602 در ماه ربيع الاول ، پنج روز رفته از ماه ، در بغداد زلزله شد ، پس از آن به مدت سه روز بارانى سخت باريد و چهار صاعقه در آنجا رخ داد . در همين سال عباس پسر احمد بن طولون به جنگ پدر خويش رفت . پدرش ، احمد ، به مقابلهء وى به اسكندريه شد و بر او ظفر يافت و به مصرش بازگردانيد كه با وى به آنجا بازگشت . چهارده روز مانده از ربيع الاول اين سال ، ابو احمد موفق به طرف شهر فاسق عبور كرد ، پيش از آن در اثناى اقامت موفقيه بر فاسق سخت گرفته بود و او را محاصره كرده بود و آذوقه را از وى بازداشته بود كه نيرويش سستى گرفته بود چندان كه بسيار كس از ياران وى از موفق امان خواسته بودند . چنان كه گفتهاند : وقتى مىخواست به طرف فاسق عبور كند به پسر خويش ابو العباس دستور داد سوى آن قسمت از شهر وى رود كه آنجا را به وسيلهء پسر و ياران و سرداران معتبر خويش حفاظت مىكرد . ابو احمد نيز به طرف محلى از ديوار رفت كه ما بين نهر منكى و نهر ابن سمعان بود . به صاعد ، وزير خويش دستور داد كه به دهانه نهر معروف به جوى - كور رود . به زيرك نيز دستور داد كه از وى پشتيبانى كند . به مسرور بلخى دستور داد كه سوى نهر غربى رود . با هر كدامشان گروهى از فعلگان را همراه كرد كه ديوار مجاور خويش را ويران كنند . به همهء آنها دستور داد كه فزون از ويران كردن ديوار كارى نكنند و به شهر خبيث در نشوند . به هر سمت نهر كه سرداران خويش را فرستاده بود كشتيها گماشت كه تيراندازان در آن بودند و دستورشان داد كه با