محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6541
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و چنان شد كه سليمان بن جامع وقتى غلبهء ياران ابو العباس را بر زنگيان ديد ، با جمعى بسيار در نهر راه بالا گرفت و به نهر معروف به عبد الله رسيد و پشت سر ياران ابو العباس جا گرفت كه در اثناى نبرد روى به حريفان مقابل خويش داشتند و به طلب هزيمتيان زنگى مىرفتند ، از پشت سرشان درآمد و طبلهايش به صدا درآمد . ياران ابو العباس پراكنده شدند و هزيمتيان زنگى به طرف آنها بازگشتند و جمعى از غلامان موفق و ديگر سپاهيان وى كشته شدند و چند علم و نيم نيزه به دست زنگيان افتاد . ابو العباس از باقيماندهء ياران خويش دفاع كرد كه بيشترشان به سلامت ماندند و با آنها بازگشت . اين نبرد ، زنگيان و يارانشان را به طمع آورد و دلهاشان نيرو گرفت . موفق بر سر آن شد كه با همه سپاه خويش براى نبرد خبيث عبور كند و به ابو العباس و ديگر سرداران و غلامان دستور داد كه براى عبور آماده شوند . دستور داد كشتيها و گذرها را فراهم آرند ، و بر آنها پخش كنند . روزى را براى عبور معين كرد كه بادهاى سخت وزيد و مانع اين كار شد كه وزش باد به روزهاى بسيار پيوسته بود . موفق منتظر ماند تا وزش بادها بسر رفت ، آنگاه براى عبور و پيكار فاجر آماده شدن گرفت . ( 596 وقتى آنچه مىخواست آماده شد به روز چهارشنبه ، شش روز مانده از ذى حجه سال دويست و شصت و هفتم ، با جمع بسيار و لوازم كامل عبور كرد . دستور داد اسبان بسيار بر كشتيها ببرند . به ابو العباس دستور داد با همه سرداران خويش از سوار و پياده ، همراه آن برود و از انتهاى نهر معروف به منكى ، از پشت سر فاجران درآيد . مسرور بلخى وابستهء خويش را دستور داد كه سوى نهر غربى رود تا خبيث ناچار شود ياران خويش را پراكنده كند . به نصير ، معروف به ابو حمزه ، و رشيق ، غلام ابو العباس ، كه از ياران وى بود و كشتيهاى وى به شمار همانند كشتيهاى نصير بود ، دستور داد كه به دهانه نهر ابو الخصيب روند و با كشتيهاى خبيث كه آنجا مىرسد نبرد كنند كه وى