محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6542

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كشتيهاى بسيار آماده كرده بود و جنگاوران نخبه در آن نهاده بود . ابو احمد با همه همراهان خويش به يك سوى شهر خبيث رفت كه آن را به پسر خويش معروف به انكلاى استوار كرده بود و على بن ابان و سليمان بن جامع و ابراهيم بن جعفر همدانى را به حفاظت آن گماشته بود و منجنيقها و ارابه ها و كمانهاى چند تير [ 1 ] در آن نهاده بود ، تيراندازان در آنجا مهيا كرده بود و بيشتر سپاه خويش را آنجا فراهم آورده بود . وقتى دو گروه تلاقى كردند ، موفق به غلامان تيرانداز و نيزه دار و سياه خويش دستور داد به سويى كه جمع فاسقان آنجا بود نزديك شوند . نهر معروف به تركان ميان وى و آنها فاصله بود كه نهرى بود پهناور و پر آب ، وقتى به آن رسيدند از رفتن بماندند كه بانگشان زدند و به عبور ترغيبشان كردند كه به شنا گذشتند . فاسقان با منجنيقها و ارابه ها و فلاخنها و دستها سنگ به آنها مىانداختند و با كمانهاى چند تير و كمانهاى پايى [ 2 ] و ديگر افزارهاى پرتاب ، تير مىانداختند ، كه در قبال همهء آن صبورى كردند تا از نهر گذشتند و به ديوار رسيدند . از فعلگانى كه براى ويران كردن ديوار آماده كرده بودند كسى به آنها نرسيده بود . غلامان با سلاحهايى كه همراه داشتند تراشيدن ديوار را عهده كردند ، خدا اين كار را آسان كرد و آنها راه خويش را به بالاى ديوار گشودند . يكى از نردبانهايى كه آماده كرده بودند رسيد ، كه بالاى ديوار رفتند و يكى از علمهاى موفق را آنجا نصب كردند . فاسقان براى دفاع از حصار خويش به سختى نبرد كردند و بسيار كس از دو گروه كشته شد ، سپس حصار را تسليم كردند و از آن دور شدند . در اثناى اين نبرد تيرى به شكم يكى از غلامان موفق خورد به نام ثابت كه از آن جان داد ، وى از سرداران و بزرگان غلامان بود .

--> [ 1 ] تعبير متن : القسى الناوكيه . يك جور كمان بوده كه به يك وقت چند تير رها مىكرده . ( م ) [ 2 ] تعبير متن : قسى الرجل .