محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6537

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كشتيهايى كه همراه داشت به زنگيان هجوم برد كه عقب نشستند و تعقيبشان كرد تا آنها را به نهر ابو الخصيب رسانيد و از ياران خويش جدا افتاد ، زنگيان به دو حمله بردند كه به تنگنايى رسيد و پاروهاى يكى از كشتيهاى وى ( 592 با پاروهاى يكى از كشتيهايشان در هم افتاد و كج شد و از تصادم كناره در هم شكست ديگران به اطراف وى آمدند و از هر سو در ميانش گرفتند زنگيان از ديوار به طرف وى سرازير شدند ، وصيف با همراهان خويش با آنها به سختى نبرد كرد تا كشته شدند و زنگيان كشتيهايشان را گرفتند و وارد نهر ابو الخصيب كردند . ابو العباس كشتيهاى جنابى را با سلاح و مردانى كه در آن بود سالم بياورد ، ابو احمد به دو دستور داد كه كار همه كشتيها را عهده كند و همراه آن نبرد كند و آذوقه را از هر سو از زنگيان ببرد ، كه چنان كرد . كشتيها را اصلاح كردند و تيراندازان و نيزه - داران برگزيده در آن جا دادند و چون كار همه كشتيها سامان گرفت و آن را در جاهايى نهادند كه كشتيهاى خبيث بسوى آن مىشد و تباهى مىكرد و چون به عادتى كه از پيش داشته بود بيامد ، ابو العباس با كشتيهاى خويش سوى زنگيان رفت و ديگر كشتىداران را بگفت كه با هجوم وى هجوم برند كه چنان كردند كه با زنگيان درآميختند و آنها را با تير و نيزه و سنگ مىزدند ، خدا چهره هاشان را بزد كه به هزيمت پشت بدادند ، ابو العباس و يارانش از پى آنها برفتند تا به نهر ابو الخصيبشان راندند ، سه كشتى از آنها غرق شد ، دو تا از كشتيهايشان را نيز با همه جنگاوران و ملاحانش گرفتند . ابو العباس بگفت تا دستگيرشدگان زنگى را گردن زدند . وقتى خبيث ديد كه به ياران وى چه رسيد ، از برون فرستادن كشتيها از عرصهء قصر خويش خوددارى كرد و ياران خويش را گفت كه آن را از كناره دور نكنند ، مگر به هنگامى كه دجله از كشتيهاى موفق تهى باشد . وقتى ابو العباس اين نبرد را با زنگيان بكرد سخت بهراسيدند و سران ياران خبيث امان خواستند كه امان يافتند . از جمله سرانشان كه امان خواستند ، چنان كه