محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6536

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سخن از چگونگى نبرد زيرك با سپاه سالار زنگيان گويند : سالار زنگيان دستور داده بود كشتيهايى بسازند كه براى وى بساختند و آن را به كشتيهايى كه در نبرد داشت پيوست ، آنگاه كشتيهاى خويش را ميان بهبوذ و نصر رومى و احمد بن زنگى سه گروه كرد و غرامت هر كشتى را كه در دست يكيشان تلف شود به عهدهء وى نهاد . نزديك پنجاه كشتى بود كه تيراندازان و نيزه داران در آن نهاد و در اكمال لوازم و سلاحشان بكوشيدند و دستورشان داد در دجله بروند و به سمت شرقى عبور كنند و با ياران موفق نبرد كنند . در آن وقت شمار كشتيهاى موفق كم بود ، از آن رو كه همه كشتيها كه دستور ساختن آن را داده بود به نزد وى نرسيده بود و آنچه داشت ، به دهانهء دريا و دهانهء نهرهايى كه از آنجا آذوقه به زنگيان مىرسيد پراكنده بود . كار ياران فاجر بالا گرفت و كشتيهاى موفق را يكى از پى ديگرى مىگرفت . نصير معروف به ابو حمزه از نبرد زنگيان و اقدام بر ضدشان ، چنان كه از پيش مىكرده بود ، سر باز زد ، از آن رو كه كشتيهاى وى كم بود ، با آنكه در آن وقت بيشتر كشتيهاى موفق با نصير بود و كار آن را عهده داشت . مردم اردوگاه موفق از اين ، هراسان شدند و بيم داشتند كه زنگيان با كشتيهاى بيشتر كه داشتند به اردوگاه آنها تازند . در اين وقت كشتيهايى كه موفق دستور داده بود در جنابا بسازند به نزد آنها رسيد ، به ابو العباس دستور داد با كشتيهاى خويش از آن پيشواز كند و كشتيها را به اردوگاه برساند كه بيم داشت زنگيان در دجله متعرض آن شوند . كشتيها سالم ماند و آن را ببرد تا به اردوگاه نصير رسانيد كه زنگيان آن را بديدند ، در آن طمع آوردند . خبيث بگفت تا كشتيهاى وى را ببرند و به ياران خويش دستور داد راه آن كشتيها را ببندند و براى جدا كردن آن بكوشند كه براى اين كار هجوم آوردند . يكى از غلامان ابو العباس كه مردى دلير بود به نام وصيف معروف به حجراى شتاب آورد و با