محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6521

تاريخ الطبرى ( فارسي )

تا به نهر مبارك رسيد و اين به روز شنبه بود ، نيمهء رجب سال دويست و شصت و - هفتم . از آن وقت كه ابو احمد از واسط درآمده بود تا به وقتى كه به نهر مبارك رسيد ، زيرك و نصير دربارهء تعقيب زنگيان فرارى به طهيثا كه ابو احمد ، زيرك را مأمور آن كرده بود كارى كرده بودند . محمد بن حماد در اين باب گويد : ( 579 وقتى زيرك و نصير در دجلهء كور فراهم آمدند ، برفتند تا به ابله رسيدند ، يكى از ياران خبيث به امانخواهى به نزدشان آمد و گفت كه خبيث تعداد بسيارى زورق [ 1 ] پر از زنگى فرستاده به سالارى يكى از ياران خويش به نام محمد پسر ابراهيم كه كنيهء ابو عيسى داشت . اين محمد بن ابراهيم يكى از مردم بصره بود كه يكى از زنگيان به هنگام ويرانى بصره وى را همراه برده بود ، نام زنگى يسار بود و سالار نگهبانان فاسق بود . و چنان شد كه محمد براى يسار در مورد كارش دبيرى مىكرد تا وقتى كه بمرد و كار احمد بن مهدى جبايى به نزد خبيث بالا گرفت و بيشتر كارهاى يسار را به دو سپرد و اين محمد بن ابراهيم را نيز به دو پيوست كه دبير وى بود ، تا وقتى كه جبايى بمرد و اين محمد بن ابراهيم در مرتبت وى طمع آورد كه خبيث او را به جاى جبايى نهد . پس دوات و قلم را به يكسو نهاد و ابزار جنگ پوشيد و براى پيكار آماده شد . خبيث او را با اين سپاه فرستاد و گفت در دجله بماند و سپاهيانى را كه وارد آن مىشوند پس براند كه گاهى در دجله بود و گاهى با جمعى كه همراه وى بود سوى نهر معروف به نهر يزيد مىرفت . شبل بن سالم و عمرو معروف به غلام بوذى و دليرانى از سياهان و ديگران با وى بودند . يكى كه از آن سپاه به امانخواهى به نزد زيرك و نصير آمد خبر محمد بن ابراهيم را با آنها گفت و معلومشان داشت كه

--> [ 1 ] تعبير متن : سميريات و زواريق و صلاغ . سميريه را زورق كوچك معنى كرده‌اند . تفاوت دقيق آن با زورق و صلاغ كه آن هم قسمى زورق است در منابعى كه به دست داشتم به دست نيامد . ( م )