محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6520

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اقامت گرفته بودند رسيد كه از ابو احمد امان خواسته بودند كه امانشان داد ، ( 578 نزديك هزار كس از آنها به نزد وى آمدند كه با آنها نكويى كرد و همه را به سرداران و غلامان خويش پيوست و برايشان مقررى معين كرد . وقتى سپاهيانش به دو رسيدند ، بر دجيل پل بست و از پل عبور كرد و بر كنارهء غربى دجيل در محل معروف به قصر مأمون اردو زد . سه روز آنجا بماند . همان شب در آنجا مردم دستخوش زلزله اى هولانگيز شدند كه خدا شر آن را بداشت و بليهء آن را ببرد . و چنان بود كه ابو احمد از آن پيش كه از پل بسته شده بر دجيل عبور كند ابو العباس پسر خويش را به محلى از دجلهء كور كه قصد داشت آنجا را منزلگاه كند فرستاده بود و آن ، محل معروف به نهر مبارك بود ، از فرات بصره . به هارون پسر خويش نوشته بود كه او نيز با همهء سپاهيانى كه با وى مانده بودند سوى نهر مبارك رود كه همه سپاهها آنجا فراهم آيد . آنگاه ابو احمد از قصر مأمون روان شد و در قورج عباس فرود آمد . در آنجا احمد بن ابى الاصبغ به نزد وى آمد ، با چيزهايى كه با محمد بن عبيد الله بر آن صلح كرده بود و هديه ها كه محمد به وى پيشكش كرده بود ، از اسب و سگ شكارى و ديگر چيزها . آنگاه از قورج روان شد و در جعفريه فرود آمد . در اين دهكده آب نبود بجز آب چاههايى كه ابو احمد دستور داده بود در اردوگاه وى حفر كنند و سعد سياه وابستهء عبيد الله بن محمد را براى اين كار از قورج عباس فرستاده بود كه حفر شده بود . يك روز و يك شب در آن محل بماند . در آنجا مقدارى آذوقه فراهم شده بود كه مردم از آن گشايش يافتند و توشه گرفتند . آنگاه سوى محل معروف به بشير روان شد ، آنجا بركه اى از آب باران يافت و يك روز و شب بماند ، آخر شب به آهنگ نهر مبارك روان شد و پس از نماز نيمروز آنجا رسيد كه منزلى دور بود ، پسرانش ابو العباس و هارون در راه از او پيشواز كردند و به دو سلام گفتند و با وى برفتند ،