محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6040
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« اگر رأى تو به رشاد نزديك بود « يا عزم تو قرين توفيق بود » فقيه بودن اگر بدان قناعت ميكردى « ترا از اينكه گويى قرآن مخلوق است « مشغول مىداشت « اگر جهالت و حماقت نبود ترا چه باك « كه وقتى اصل دين ، مردم را فراهم دارد « فرع چه باشد . » در اين سال در ماه جمادى الاخر خلنجى را به معرض مردم به پا داشتند . در اين سال ابن اكثم ، حيان بن بشر را به قضاى سمت شرقى گماشت و سواد بن - عبد الله عنبرى را به قضاى سمت غربى . هر دوشان يك چشم بودند و جماز در باره آنها شعرى گفت به اين مضمون : « از چيزهاى مهم آنكه دو قاضى ديدم « كه در زمانه حكايتى هستند . « كورى را به دو نيمه تقسيم كردهاند « چنان كه قضاوت دو سوى را تقسيم كردهاند « و هر كدامشان كه سر بجنباند « كه در كار مواريث و قرضى بنگرد « گويى خمره اى بر او نهاده اى « كه سوراخ آن را از يك چشم گشوده اى « اينان فال زمانهاند بر هلاكت يحيى « كه قضا را با دو يك چشم آغاز كرد . » ( 190 در اين سال به روز فطر متوكل دستور داد تا پيكر احمد بن نصر خزاعى را فرود