محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6035
تاريخ الطبرى ( فارسي )
طاهر بن عبد الله بن طاهر نامه نويسند كه چنين نوشتند : « اما بعد ، امير مؤمنان نسبت به تو ملتزم است كه با هر فايدت و نعمت ، ترا از مواهب خداى تهنيت گويد و از حادثات مقدر وى ترا تسليت گويد . خداى در بارهء محمد بن ابراهيم وابسته امير مؤمنان قضايى را كه در باره بندگان خويش دارد ، كه فنا از آنها باشد و بقا از آن وى ، مقرر كرد . امير مؤمنان در مصيبت محمد ترا به ثواب و پاداش بسيار كه خداى براى مطيعان فرمان خويش به هنگام مصيبتها ، نهاده تسليت مىدهد . مىبايد در همه احوال خداى و آنچه ترا به دو نزديك مىكند در نظرت مهمتر باشد كه سپاس خداى موجب افزون دادن اوست و تسليم شدن به فرمانش مايه رضاى اوست و توفيق امير مؤمنان از خداست و السلام . » سخن از خبر درگذشت حسن بن سهل به گفته بعضيها حسن بن سهل در آغاز ذى حجه همين سال بمرد . گوينده اين سخن گويد كه محمد بن اسحاق نيز در همين ماه ، چهار روز مانده از آن ، درگذشت . از قاسم بن احمد كوفى آوردهاند كه گويد : به سال دويست و سوى و پنجم به خدمت فتح به خاقان در بودم ، فتح به چند كار متوكل گماشته بود كه خبرهاى خاصه و عامه در سامرا و هارونى از آن جمله بود . ( 185 نامه ابراهيم بن عطا متصدى اخبار سامرا رسيد كه از درگذشت حسن بن سهل سخن داشت و اينكه به صبحگاه روز پنجشنبه پنج روز مانده از ذى قعده بسال دويست و سى و پنجم جرعه دارويى بنوشيد كه كار او را ساخت و همانروز به وقت نيمروز بمرد . متوكل دستور داد لوازم ميت را به خرج خزانه وى فراهم كنند ، وقتى او را بر تختش نهادند جمعى از بازرگانان طلبكارش در او آويختند و مانع دفن وى شدند . يحيى بن خاقان و ابراهيم بن عتاب و يكى به نام برغوث در كارشان دخالت كردند و كارشان را بريدند و او دفن شد . و چون روز بعد