محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6030
تاريخ الطبرى ( فارسي )
روانه كند و هيچكدامشان را از وى باز ندارد و در هيچيك از كارهاى وى كسى را انباز نكند و امين و دبير و بريد بر وى نگمارد و وى را در مورد كم و بيشى محدود نكند . « و نيز مىبايد محمد المنتصر بالله ، ابراهيم المؤيد بالله ، پسر امير مؤمنان را را آزاد نهد كه سوى شام و ولايتهاى آن رود با همه كسانى كه امير مؤمنان به دو پيوسته و به دو مىپيوندد ، از وابستگان و سرداران و خادمان و سپاهيان و شاكريان و ياران و عاملان و خدمتگزاران و تبعهء وى از هر گونه مردم ، با كسان و فرزندان و اموالشان ، و هيچكس از آنها را باز ندارد و ولايت و كارها و سپاه آن را به تمام به دو تسليم دارد . وى را از آنجا باز ندارد و به نزد خويش يا در ولايتى جز آن نگه ندارد و در كار فرستادن وى سوى شام و ولايتهاى آن به ولايتدارى شتاب آرد و وى را از آنجا نبرد . در بارهء پيوستگان وى از سرداران و وابستگان و غلامان و سپاهيان و شاكريان و طبقات مردم از همه روى و هر جهت همان شرايط هست كه بر محمد المنتصر بالله پسر امير مؤمنان براى ابو عبد الله المعتز بالله پسر امير مؤمنان نهاده در بارهء خراسان و ولايتهاى آن به ترتيبى كه مقرر داشت و بيان كرد و به اختصار و تفصيل در اين مكتوب آورد . « ابراهيم المؤيد بالله پسر امير مؤمنان را بر ابو عبد الله المعتز بالله ( 180 اگر خلافت به دو رسيد اين حق هست كه اگر ابراهيم المؤيد بالله در شام باشد او را در آنجا نگهدارد ، و اگر از آنجا غايب باشد وى را سوى ولايتش فرستد كه شام است و ولايتها و ولايتدارى و همه توابع آن را به دو تسليم كند و وى را از آنجا باز ندارد و بنزد خويش يا در ولايتهاى ديگر نگه ندارد و در فرستادن وى به ولايتدارى آنجا و همه ولايتهاى آن شتاب آرد با همان شرايطى كه براى ابو عبد الله المعتز بالله پسر امير مؤمنان بر محمد المنتصر بالله پسر امير مؤمنان در بارهء خراسان و اعمال آن مقرر شده به ترتيبى كه در اين مكتوب به قلم آمده و توصيف شده و شرط شده .