محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5997
تاريخ الطبرى ( فارسي )
كرد . واثق به دو گفت : خدا ترا مبارك كند و كسى را كه ترا پرورد . گفت : « سرور من ، كسى كه مرا پرورده چه سود مىبرد كه چيزى براى وى دستور داده اى كه به دو نرسيد . » واثق گفت : « سيمانه ، دوات بيار . » و به ابن زيات نوشت : « آنچه را كه عوض اغتباط كردهايم به صالح بن عبد الوهاب بده ، يعنى پنجهزار دينار ، و آن را دو برابر كن . » صالح گويد : بنزد ابن زياد شدم ، مرا نزديك برد و گفت : « اين پنج نخستين را بگير ، و پنج هزار ديگر را پس از جمعه به تو مىدهم . اگر از تو پرسيدند بگو آن مال را گرفتم . » گويد : خوش نداشتم كه از من بپرسند و اقرار به گرفتن كنم ، در منزل خويش نهان ماندم تا آن مال را به من دادند و سيمانه به من گفت : « آن مال را گرفتى ؟ » گفتم : « آرى . » راوى گويد : صالح عمل سلطان را رها كرد و با آن مال بازرگانى كرد تا درگذشت . خلافت جعفر المتوكل على الله در اين سال با جعفر ، المتوكل على الله ، بيعت خلافت كردند . وى جعفر پسر محمد هارون بود . سخن از سبب خلافت جعفر متوكل و وقت آن بيش از يك راوى به من گفته كه وقتى واثق درگذشت ، احمد بن ابى داود و ايتاخ و