محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5987
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و سى و دوم بود از جمله آن بود كه بغاى بزرگ سوى بنى نمير رفت و با آنها نبرد كرد . سخن از اينكه چرا بغاى بزرگ سوى بنى نمير رفت ، و كار ميان وى و آنها چگونه بود ؟ بيشتر خبر آنها را احمد بن محمد خالدى براى من نقل كرد كه در اين سفر همراه بغا بوده بود ، اما قالب سخن از ديگرى است . گويند : سبب اينكه بغا سوى بنى نمير رفت آن بود كه عمارة بن عقيل خطفى قصيده اى در ستايش واثق بگفت و به نزد وى درآمد و قصيده را بر وى بخواند كه بگفت تا سى هزار درم به دو بدهند با لوازم ضيافت . عماره با واثق در بارهء بنى نمير سخن كرد و از بيهوده سرى و تباهكاريشان در آن سرزمين و هجومشان به كسان و به مردم يمامه و جاهاى نزديك آن سخن آورد كه واثق به بغا نوشت و دستورش داد با آنها نبرد كند . احمد بن محمد گويد : وقتى بغا مىخواست از مدينه سوى بنى نمير روان شود ، محمد بن يوسف جعفرى را با خويش برداشت كه بلد راه وى باشد . پس به آهنگ آنها سوى يمامه رفت و جمعى از آنها را در محلى به نام شريف يافت كه با وى نبرد كردند . بغا پنجاه و چند كس از آنها را بكشت و نزديك چهل اسير گرفت . پس از آن سوى حظيان روان شد ، پس از آن سوى دهكده اى از آن بنى تميم رفت كه جزو يمامه بود به نام مرأة ، آنجا فرود آمد و فرستادگان خويش را پياپى سوى آنها فرستاد و امان به ايشان عرضه كرد و به شنوايى و اطاعتشان خواند ، كه