محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5982

تاريخ الطبرى ( فارسي )

اثناى آن مسلمانان و روميان بر كنار نهرى به نام لامس در سلوكيه ، يك منزلى طرسوس فراهم آمدند . سخن از سبب مبادلهء اسيرانى كه ميان مسلمانان و روميان بود و چگونگى آن . از احمد پسر ابى قحطبه ، يار خاقان خادم ، كه خادم رشيد بوده بود و در مرز بزرگ شده بود آورده‌اند كه اين خاقان به نزد واثق آمد ، وقتى كه آمد تنى چند از سران مردم طرسوس و جاهاى ديگر با وى بودند و از متصدى مظالمى كه بر آنها گماشته بود و كنيه ابو وهب داشت شكايت داشتند كه اين احضار شد . محمد بن عبد الملك پيوسته وى و آنها را به روز دوشنبه و پنجشنبه ، از پس رفتن مردم ، در دار العامه فراهم مىكرد كه تا به وقت نيمروز مىبودند ، آنگاه محمد بن عبد الملك مىرفت و آنها نيز مىرفتند . عاقبت از آنها معزول شد ، و واثق دستور داد كه مردم مرزها را در بارهء قرآن امتحان كنند كه همگى قائل مخلوق بودن آن شدند ، مگر چهار نفر كه واثق بگفت تا گردنهايشان را زدند كه قائل به مخلوق بودن قرآن نشده بودند . آنگاه واثق بگفت تا مطابق نظر خاقان به همهء اين مرزنشينان جايزه دهند ، آنگاه مرزنشينان سوى مرزهاشان رفتند و خاقان اندكى پس از آنها بماند . در اين وقت فرستادگان فرمانرواى روم كه ميخائيل پسر توفيل بود به نزد واثق آمدند و از او مىخواست اسيران مسلمانان را كه به دست داشت مبادله كند . واثق خاقان را به اين كار فرستاد . خاقان با همراهان خويش براى مبادلهء اسيران مسلمانان برون شد ، در آخر سال دويست و سىام ، ميان خاقان و فرستادگان فرمانرواى روم وعده بود كه به روز عاشورا ، دهم محرم سال دويست و سى و يكم براى مبادلهء اسيران ديدار كنند . ( 142 پس از آن واثق ، احمد بن سعيد باهلى را عامل مرزها و عواصم كرد و دستور