محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6340
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پل نهر كثير رود و كسان را اندرز گويد و موجبات قيام وى را با آنها بگويد . گويد : محمد بن سلم و سليمان بن جامع و يحيى بن محمد برفتند ، سليمان و يحيى درنگ كردند ، ( 435 اما محمد بن سليم عبور كرد تا ميان مردم بصره جاى گرفت و با آنها سخن كردن آغاز كرد كه فرصتى يافتند و به دورش ريختند و او را بكشتند . فضل بن عدى گويد : محمد بن سلم به طرف مردم بصره عبور كرد كه و اندرزشان گويد : آنها در زمينى منسوب به فضل بن ميمون فراهم بودند نخستين كسى كه سوى او رفت و با شمشير ضربتش زد ، فتح غلام ابو شيث بود ، ابن تومنى سعدى پيش رفت و سرش را بريد ، سليمان و يحيى بنزد سالار زنگيان بازگشتند و خبر را بگفتند ، دستورشان داد اين را از كسان نهان دارند تا خود وى به آنها بگويد ، وقتى نماز پسين را بكرد ، هلاكت محمد بن سلم را با ياران خويش بگفت و كسانى كه خبر آن را نمىدانستند بدانستند . به آنها گفت : « شما فردا به جاى وى ده هزار كس از مردم بصره را مىكشيد . » گويد : آنگاه زريق را با غلامى از آن خويش به نام سقلبتويا فرستاد و دستورشان داد كسان را از عبور بازدارند ، و اين به روز يكشنبه بود سيزده روز رفته از ذى قعده سال دويست و پنجاه و پنجم . محمد بن سمعان دبير گويد : وقتى روز دوشنبه شد ، چهارده روز رفته از ذى قعده ، مردم بصره به مقابلهء وى فراهم آمدند و بسيار شدند ، از آن رو كه به روز شنبه بر او چيرگى يافته بودند . براى اين كار يكى از مردم بصره نامزد شد به نام حماد ساجى كه به غزاى دريا مىرفت ، بر شذا [ 1 ] كه برنشستن و نبرد كردن بر آن را نيك مىدانست . حماد ، داوطلبان و تيراندازان و اهل مسجد جامع و كسانى از دستهء بلاليان و سعديان را كه به دو پيوسته بودند ، فراهم آورد ، با دسته هاى ديگر كه راغب تماشا بودند ، از هاشميان و قرشيان و دسته هاى ديگر . سه كشتى شذا از تيراندازان پر كرد ، كه
--> [ 1 ] يك نوع كشتى كه مشخصات آن را در منابعى كه در دسترس داشتم نيافتم . م .