محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6306
تاريخ الطبرى ( فارسي )
حسين مىخواست با يعقوب ليث نبرد كند او را از زندان درآورد و سواران و پيادگانى به دو پيوست . و چون كسان از على بن حسين هزيمت شدند كنجور به ناحيهء اهواز پيوست و در ناحيهء رامهرمز اثرى نهاد ، پس از آن به ابو دلف پيوست و در همدان به نزد وى رسيد و در آن ناحيهء در بارهء بردگان وصيف و املاك و نمايندگان وى بد - رفتارى كرد ، پس از آن به سپاه موسى پيوست . و چون موسى با سپاهيانى كه به دو پيوسته بودند بيامد خبر به صالح رسيد و از جانب مهتدى نامه نوشت كه كنجور را دربند به در خلافت برند ، اما وابستگان اين را نپذيرفتند . در بارهء وى پيوسته نامه مىرسيد تا سپاه به قاطول رسيد . آنگاه معلوم شد كه صالح براى مخالفت وى آماده است و موسى به مخالفت صالح سوى سامرا آمده است . بايكباك به اردوگاه موسى پيوست و موسى به مخالفت صالح سوى سامرا آمده است . بايكباك به اردوگاه موسى پيوست و موسى دو روز آنجا ببود ، مهتدى برادر خويش را كه با وى از يك مادر بود در بارهء كار كنجور به نزد موسى فرستاد و به دو گفت كه وابستگان مقيم سامرا رضايت نمىدهند كه كنجور وارد سامرا شود و دستور مىداد كه او را بند نهد و به مدينةالسلام برد ، اما آنچه صالح مىخواسته بود صورت نگرفت و پاسخشان اين بود كه گفتند : « وقتى به سامرا درآمديم هر چه را از امير مؤمنان در بارهء كنجور و غير كنجور دستور دهد ، عمل مىكنيم . » قيام نخستين علوى در بصره ( [ 1 ] ) در نيمه شوال اين سال در ناحيهء فرات بصره يكى به پا خاست كه مىگفت على است پسر محمد از اعقاب على بن ابى طالب و زنگيانى را كه شوره جمع مىكردند ، به دور خويش فراهم آورد سپس از دجله گذشت و در دينارى جاى گرفت .
--> [ 1 ] عبارت چاپ متن اروپا مغشوش است و اين عنوان را از چاپ قاهره گرفتهام ( م )