محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6302

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بيامدند . مفلح نيز از آن پس كه وارد طبرستان شده بود و حسن بن زيد را هزيمت كرده بود و از آنجا سوى سرزمين ديلم رانده بود از آن ناحيه بازآمد . ( سخن از خبر آمدن موسى پسر بغا از رى ) گويند : سبب آن بود كه قبيحه مادر معتز وقتى آشوب تركان را بديد و كارشان را نپسنديد به موسى بن بغا نوشت و از او خواست كه سوى وى آيد و اميد داشت كه وى پيش از آنچه بر او و پسرش معتز رخ داد برسد . موسى آهنگ رفتن سوى وى كرد . نامهء قبيحه وقتى رسيد كه مفلح به طبرستان بود و موسى به دو نوشت و دستور داد كه به نزد وى بازگردد كه به رى بود . يكى از ياران ما ، از مردم طبرستان ، به من گفت كه نامهء موسى در اين باب وقتى به مفلح رسيد كه به طلب حسن بن زيد طالبى سوى سرزمين ديلم روان بود . وقتى نامه به دو رسيد به محلى كه از آنجا روان شده بود بازگشت و اين براى گروهى از سران طبرستان كه همراه مفلح بودند و پيش از آمدن وى از حسن بن زيد فرارى بوده بودند گران آمد كه از آمدن وى اميد مىداشته بودند كه وى زحمت حسن بن زيد را از آنها بردارد و به منزلها و وطنهاى [ 1 ] خويش بازگردند كه مفلح به آنها وعده مىداده بود كه حسن بن زيد را به هر كجا رود تعقيب كند تا به دو دسترس يابد يا در اين راه از پاى بيفتند . چنان كه به من گفته‌اند ( 407 به آنها مىگفته بود كه اگر كلاهم را بسرزمين ديلم بيفكنم كسى از آنها جرأت نيارد كه بدان نزديك شود . وقتى قوم ديدند كه از مقصدى كه سوى آن مىرفته بود بازگشت ، بى آنكه سپاهى از حسن بن زيد يا كسى از ديلمان راه وى را بسته باشد ، چنان كه به من گفته‌اند ، از سببى كه وى را از وعدهء خويش در بارهء تعقيب حسن بن زيد منصرف كرده بود

--> [ 1 ] كلمهء متن : اوطان .